به یاد مادرم،،غروب غم انگیز،،،،،،

این سایت به یادمادر هجرت کرده ام. است.با ذکر صلوات

تمام نوشته هاي مربوط به موضوع ’مذهبی‘ :

احکام…وطن

حکم جایی که انسان آن را برای محل اقامت خود انتخاب کرده

مساله ۱۱۶۱ـ هرگاه انسان جایى را براى «محلّ اقامت» خود انتخاب کند بطورى که وقتى در آنجاست او را مسافر نمى گویند، خواه قصد اقامت دایم داشته باشد یا موقّت، مثلاً مى خواهد یک یا دو سال یا بیشتر بطور مستمر در آنجا بماند، این محل در حکم وطن او مى باشد. همین گونه است حال ماموران ادارات که ممکن است هر دو سال در محلّى باشند و آنجا حکم وطنشان را دارد.

دو یا سه وطن داشتن 

مساله ۱۱۶۲ـ ممکن است کسى در دو محل زندگى کند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه دیگر در شهر دیگر، هردو وطن او محسوب مى شود و حتّى ممکن است انسان داراى سه وطن باشد.

اعراض از وطن

مساله ۱۱۶۳ـ هرگاه انسان در محلّى زندگى مى کرده و وطن او بوده، چنانچه از آنجا اعراض کند، یعنى دیگر قصد نداشته باشد در آنجا زندگى کند، هر چند گاهى به عنوان مسافرت و دیدار بستگان و دوستان به آنجا برود، نمازش در آنجا شکسته است، خواه در آنجا ملکى داشته باشد یا نه و خواه اقوام و بستگانش در آنجا زندگى کنند یا نکنند، مگر این که قصد کند در آنجا ده روز بماند، همچنین اگر انسان غیر از وطن اصلى خود جاى دیگرى را براى زندگى انتخاب کند و شش ماه یا کمتر و بیشتر در آنجا بماند بعد، از آنجا اعراض نماید نمازش در آنجا شکسته است، خواه ملکى در آنجا داشته باشد یا نه. رساله توضیح المسائل آیت الله مکارم شیرازی.


وطن و احکام مسافر

حکم وطن : در یکى از این سه حالت، آن‌جا در حکم وطن اوست، نماز و روزه کامل است و نیازى به قصد ده روز ندارد :

۱.قصد داشته باشد براى مدّت طولانى در آنجا سکونت نماید (مثلا یکسال یا بیشتر).

۲. هفته‌اى حداقل سه روز در مدت زمان حداقل دو سال در آنجا باشد.

۳. تصمیم به اقامت براى مدت دو سال یا بیشتر داشته باشد و حداقل چهار ماه در سال (هر چند به صورت پراکنده) در آن‌جا باشد.

. وطن پدرى : وطن پدر، وطن فرزند محسوب نمى‌شود، همچنین وطن شوهر براى زن؛ مگر این‌که در یکى از این سه حالت، که آن‌جا در حکم وطن او مى‌شود و نماز و روزه کامل است و نیازى به قصد ده روز ندارد: ۱. قصد داشته باشد براى مدّت طولانى در آنجا سکونت نماید (مثلا یکسال یا بیشتر). ۲. هفته‌اى حداقل سه روز در مدت زمان حداقل دو سال در آنجا باشد. ۳.تصمیم به اقامت براى مدت سه سال یابیشتر داشته باشد وحداقل چهارماه در سال (هر چند به صورت پراکنده) در آن‌جا باشد.

. اعراض عملى : هرگاه شخصى قصد بازگشت به وطن سابق را براى سکونت مستمر داشته باشد، ولى عملا مدّت طولانى گذشته (مثلاً پنج سال) و هنوز بازنگشته، اعراض عملى حاصل شده ونماز و روزه‌اش در آنجا شکسته است. مگر اینکه سالى سه چهار ماه، هرچند به صورت پراکنده در آنجا سکونت داشته باشد.

. نماز و روزه در وطن سابق : هرگاه از آنجا اعراض کرده، یعنى قصد ندارد براى سکونت مستمر به آنجا بازگردد، نماز و روزه در آنجا شکسته است، مگر اینکه هر سال، سه چهار ماه در آنجا اقامت داشته باشد.

. نماز زوجه در وطن سابق : هرگاه زن قصد تبعیت از شوهر را در محلّ سکونت داشته باشد و زوج قصد رفتن به وطن زوجه براى سکونت مستمر نداشته باشد، نماز زوجه در وطن سابقش شکسته است؛ مگر اینکه پس از ازدواج هر سال سه یا چهارماه در آنجا سکونت داشته باشد.  > احکام ویژه ( ۶۰۰ مسئله کثیر الابتلاء) > وطن و احکام مسافر

مواردی که محل اقامت شخص، حکم وطن می یابد

پرسش : اگر شخصی در مکانی قصد اقامت کند در چه صورتی آن مکان، حکم وطن او را پیدا می کند؟
پاسخ : هرگاه انسان جایى را براى «محلّ اقامت» خود انتخاب کند به طورى که وقتى در آنجاست او را مسافر نمى ‏گویند، خواه قصد اقامت دائم داشته باشد یا موقّت، حکم وطن را دارد، بنابراین در یکی از این سه حالت، آن جا در حکم وطن او است، نماز و روزه کامل است و نیازى به قصد ده روز ندارد: ۱-داشتن قصد سکونت طولانی مدت مانند یک سال و بیشتر ۲- ماندن هفته اى حداقل سه روز در مدت زمان حداقل دو سال ۳-ماندن حداقل چهار ماه در سال (هرچند بصورت پراکنده) در مدت زمان سه سال و بیشتر.

نکته : طبق روایات وارد شده در احکام حج، در مورد کسی که یک سال در مکّه می ماند، او را مانند اهل مکّه دانسته­ اند و مقیمی است که حکم توطّن را دارد. به عبارت دیگر چنانچه با شرایط فوق در محلّی بماند عرف آنها را مسافر نمی ­داند و معیار، صدق سفر است نه وطن؛ که در اینجا صدق سفر نمی­ کند (دقّت شود).

پاسخ چند سوال درباره وطن اصلی

پرسش : لطفاً در مورد وطن به سؤوالات زیر پاسخ دهید:

الف) کسى که به وطن پدر خود رفت و آمد مى کند (در چند مرحله، ولى در طول سال کمتر از شش ماه در آن جا اقامت دارد) و آن مکان را به عنوان وطن قبول دارد، آیا آن جا وطن او محسوب مى شود؟

ب) کسى که در جایى به دنیا آمده، ولى در آن جا زندگى نکرده، یا کمتر از شش
ماه در آن جا بوده، آیا آنجا وطن او محسوب مى شود؟

د) کسى که در جایى به دنیا آمده، و چند سال ابتدایى عمر در آن جا زندگى نموده، و از آنجا به شهر دیگرى مهاجرت کرده، و از وطنش اعراض نکرده، و در صورت امکان براى زندگى به آن جا باز خواهد گشت، (هر سال در تابستان مدّتى به آن جا مى رود) حکم نماز و روزه او چگونه مى باشد؟

هـ) آیا همسر و فرزندان هم در مسائل و احکام، مثل مرجع تقلید، وطن و اعراض از وطن، تابع پدر خانواده مى باشند؟

و) آیا داشتن ملک و املاک شخصى، یا پدرى تأثیرى در حکم وطن دارد؟
پاسخ : جواب الف و ب: وطن جایى است که انسان در آن زندگى مستمر دارد، و لااقل هر سال چند ماه در آن جا مى ماند، و بقیّه امورى که ذکر کردید تاثیرى ندارد.

جواب: در صورتى که قصد داشته باشد در آینده نه چندان دور (مثلا در چند سال دیگر) براى سکونت مستمر به آن جا بازگردد، اعراض حاصل نشده و نماز و روزه اش در آن جا تمام است. در غیر این صورت، نمازش شکسته است.

جواب: در مساله تقلید تابع نیستند و در وطن و اعراض هرگاه با پدر زندگى مى کنند و موافق نظرات او هستند تابع محسوب مى شوند.

جواب: تاثیرى ندارد.

چگونگی قصد وطن

پرسش : چگونه جایى وطن انسان مى شود؟
پاسخ : هرگاه کسى قصد داشته باشد براى مدّتى طولانى، مثلا یک سال یا بیشتر، در جایى سکونت کند آن جا در حکم وطن او خواهد بود.

تعریف وطن

پرسش : منظور از وطن چیست؟
پاسخ : منظور از وطن محلی است که انسان آن را برای اقامت و زندگی خود انتخاب کرده، خواه در آنجا متولد شده باشد یا نه و خواه وطن پدر و مادرش باشد یا خودش آنجا را انتخاب کرده است. بنابراین بدنیا آمدن در جایی یا وطن والدین یا همسر بودن یا داشتن ملک و خانه دلیل بر وطن شدن آن جا برای فرد نیست، مگر این که سالی چهار ماه در آن جا اقامت داشته باشد.

اعراض قهری از وطن

پرسش : آیا برای زنى که قصد جدایى از همسرش را ندارد و همچنین شوهر او تصریح کرده است که به وطن زوجه براى سکونت نمى رود، اعراض قهری حاصل مى شود؟ این حکم نسبت به فرزندان چگونه می باشد؟
پاسخ : این مورد از مصادیق اعراض قهرى است؛ و همچنین نسبت به اولادشان تا زمانى که با آن ها زندگى مى کنند.

وطن حکمی

پرسش : ما در شهری غیر از وطن خود زندگی میکنیم.که محل کار مان آنجاست. (۱۰ سال) آیا احتیاج به قصد میباشد؟
پاسخ : آنجا در حکم وطن شماست و نیازی به قصد اقامه ده روز نیست.

عدول از نیت اعراض از وطن

پرسش :من در حدود یکسال و نیم از شهری که قبلاٌ در آن زندگی میکردم ( آن شهر محل تولد من نبوده است ولی فاصله آن با شهری که در آن رشد و نمو نمودم بیشتر از ۸ فرسخ نمی باشد و الان پدر و مادرم در آنجا سکونت دارند و من هم در حدود ۵ سال آنجا زندگی کرده ام ) بطور کامل اعراض نمودم و حتی اعراض خودم را هم بر زبان آوردم حال بعد از این یکسال و نیم میخواهم نیت خودم را عوض نمایم یعنی اینکه امکان دارد در آینده دوباره به آنجا برگردم و زندگی نمایم آیا مجاز هستم چنین کاری را انجام دهم و آن شهر را کما فسابق وطن خودم در نظر بگیرم و به احکام وطن عمل نمایم ؟
پاسخ : اعراض تنها به نیت نیست هرگاه قصد نداشته باشید به وطن اصلی برای اقامت مستمر در آینده نزدیک برگردید اعراض محسوب می شود.

تفاوت حکم سکونت سه ماهه در وطن سابق با وطن جدید

پرسش : طبق نظر معظم له، اگر شخصی سه ماه از سال را در محل جدید باشد آنجا وطن دوم او محسوب نمی گردد؛ ولى در مورد وطن سابق، چنانچه ۳ ماه در سال رفت و آمد دارد اعراض صورت نمی گیرد تفاوت این مسئله را بیان فرمائید؟
پاسخ : در مورد وطن جدید، چون سابقه سکونت نداشته است ولى در مورد وطن سابق، چون در این شهر زندگى مى‏ کرده و وطنش بوده است، لذا از نظر عرف هنوز اعراض نکرده است و در این محل زندگى مى‏ کند.

سؤال ۲۸۹ ـ نماز و روزه طلبه اى که در شهر دیگرى، غیر از وطنش درس مى خواند، و نمى تواند قصد ده روز کند، و هر چهارشنبه به وطن خویش باز مى گردد، شکسته است یا تمام؟

جواب: اگر این کار براى مدّت طولانى، مانند یک سال یا بیشتر ادامه یابد، محلّ تحصیل در حکم وطن اوست و نماز و روزه اش در هر دو محل تمام است.

سؤال ۲۹۰ ـ مأموران دولتى که در خارج از وطن و مسافت شرعیّه اشتغال به کار دارند، آیا محلّ کار، وطن آنها محسوب مى شود؟ در صورتى که نمى دانند چه مدّتى در آن جا مى مانند؟ نماز آنها در ابتداى مأموریّت چه حکمى دارد؟

جواب: اگر براى مدت طولانى (مثلاً یک سال یا بیشتر) در آن محل مى مانند به حکم وطن آنهاست.

سؤال ۲۹۱ ـ آیا بدون قصد توطّن امکان دارد محلّى حکم وطن را پیدا کند؟ مثلاً استاد یا طلبه اى ده سال است که بدون قصد توطّن مقیم اهواز یا قم شده است و مشغول تحصیل یا تدریس است; آیا قم یا اهواز براى فرد مذکور حکم وطن را دارد؟

جواب: چنین اقامتگاهى حکم وطن را دارد.

سؤال ۲۹۲ ـ زنى به عقد دائم مردى که از شهرستان دیگرى است درآمده، آیا قبل از آغاز زندگى مشترک، شهرستان شوهر وطن زن محسوب مى شود؟

جواب: وطن او محسوب نمى شود.

حکم وطن داشتن محل کاری که روزانه شش ساعت و بیشتر در آنجا اقامت دارد

پرسش : کسانی که در جایی مشغول به کار هستند و مثلا ۶ ساعت در روز آن جا حضور دارند آیا آن محل حکم وطنشان را دارد یا کثیر السفرند؟
پاسخ : حکم وطن را دارد. چنانچه فردی به مقدار ۶ یا ۸ یا ۱۲ ساعت در محل کار حضور داشته باشد آنجا حکم وطن برای او دارد (ولی ۳ یا ۴ ساعت حضور حکم وطن ندارد).

حکم نماز در محل تحصیل بعد از توقف ده روز در وطن

پرسش : اگر دانشجو ده روز یا بیشتر در وطن خود توقف داشته باشد، و بعد از آن به محل تحصیل خود برود نماز او در این سفر (سفر اول) چه حکمی دارد؟
پاسخ : اگر محل تحصیل حکم وطن را برای شما داشته باشد نماز شما در آنجا کامل است و اگر به آنجا کثیرالسفر باشید نماز شما در سفر اول شکسته می باشد و در سفرها یا روزهای بعدی کامل است.

فرق اعراض از وطن پدری و وطن حکمی

پرسش : آیا حکم وطن در مورد وطن پدری و محل زندگی، با حکم وطن در موردی که مثلاً به جهت کار و تحصیل در آنجا نماز و روزه اش کامل است تفاوت دارد؟ اگر تفاوتی ندارد پس در مورد اعراض نیز نباید فرقی بکند؟
پاسخ : تفاوتی ندارد ولی وطن اصلی با توجه به اینکه قوّت و قدرت بیشتری دارد اعراض از آنجا مشکل تر است.

حکم نماز در وطن سابق

پرسش : اگر شخصی از وطن سابق خود اعراض کند و گهگاهی برای دید و بازدید به آنجا برود نماز او در آن جا چه حکمی دارد؟
پاسخ : هرگاه انسان در محلّى زندگى مى ‏کرده و وطن او بوده، چنانچه از آنجا اعراض کند، یعنى دیگر قصد نداشته باشد در آنجا زندگى کند، هر چند گاهى به عنوان مسافرت و دیدار بستگان و دوستان به آنجا برود، نمازش در آنجا شکسته است، خواه در آنجا ملکى داشته باشد یا نه و خواه اقوام و بستگانش در آنجا زندگى کنند یا نکنند، مگر این‏که قصد کند در آنجا ده روز بماند یا در سال، سه چهار ماه در آنجا اقامت داشته باشد. همچنین اگر انسان غیر از وطن اصلى خود جاى دیگرى را براى زندگى انتخاب کند و شش ماه یا کمتر و بیشتر در آنجا بماند بعد، از آنجا اعراض نماید نمازش در آنجا شکسته است، خواه ملکى در آنجا داشته باشد یا نه.

تبعیت زن از شوهر در اعراض از وطن

پرسش : آیا خروج زن از وطن الزاماً به تبعیّت از شوهر اعراض محسوب مى شود یا بستگى به قصد و نیّت او دارد؟
پاسخ : بستگى به قصد و نیّت خود زن دارد چنانچه امیدوار باشد که شوهر را بازگرداند اعراض نیست و اگر امیدى ندارد اعراض قهرى حاصل است.


وطن حکمی [وطن حکمی]

پرسش : ما در شهری غیر از وطن خود زندگی میکنیم.که محل کار مان آنجاست. (۱۰ سال) آیا احتیاج به قصد میباشد؟
پاسخ : آنجا در حکم وطن شماست و نیازی به قصد اقامه ده روز نیست.

اقامت طلاب و دانشجویان در محل تحصیل [وطن حکمی]

پرسش : آیا محلّ اقامت طلاّب و دانشجویانى که دو سال و یا بیشتر در آن جا اقامت کرده و یا خواهند کرد از نظر حضرت عالى در حکم وطن حساب مى شود؟ آیا در صورتى که از آن جا به وطن اصلى خود یا جایى دیگرکه موّقتاً جهت تفریح و استراحت سفر کرده و باز به همان محلّ اقامت بر مى گردند چه حکمى دارد؟
پاسخ : این گونه اقامتگاه ها در حکم وطن محسوب مى شوند.

عدم قصد توطن در اقامت طولانی [وطن حکمی]

پرسش : طلاّبى که قریب ۱۵ سال در قم ساکنند ولى آن را وطن قرار نداده و قصد اقامت دائم هم ندارند لکن در مورد زمان بازگشت به وطنشان مردّد هستند و نمى دانند چه زمانى برمى گردند، نماز و روزه این افراد چگونه است؟ آیا در این مسأله تفاوتى بین طلاّب ایرانى و خارجى هست؟
پاسخ : در فرض مساله قم نسبت به همه آنها حکم وطن را دارد.

معلوم شدن مدت اقامت بعد از گذشت چند ماه [وطن حکمی]

پرسش : من هشت ماه پیش به خاطر کار شوهرم به شهر دیگری رفتم. در ابتدا مدت اقامت معلوم نبود هشت ما یا بیشتر، اکنون پس از هشت ماه معلوم شده که ما چهار ماه دیگر نیز می مانیم (یعنی در مجموع یک سال) تا اکنون من مانند مسافر عمل می کردم. حال آیا از این به بعد در این چهار ماه نیز من مسافرم یا اینجا وطن من محسوب می شود؟
پاسخ : آری، از این به بعد نمازهایتان کامل است.

نماز سربازان در محل خدمت [وطن حکمی]

پرسش : ۱- اگر هنگام اذان در جایی که نماز کامل است باشیم و هنگام طلوع آفتاب در جایی که نماز شکسته است و نماز را در هیچ یک نخوانیم قضای آن شکسته است یا خیر؟
۲-اگرکمتر از ده روز در جایی که سرباز هستیم (هنگام آخرین بار مراجعت به محل خدمت) آیا نماز کامل است؟
پاسخ : ۱ـ باید شکسته قضا کند.
۲ـ در صورتیکه برای مدت طولانی مثلا یک سال و برای هفته ای حداقل سه روز آنجا بوده حکم وطن شما را پیدا کرده و نمازتان در سفرهای کمتر از ده روز هم تمام است.

محل خدمت [وطن حکمی]

پرسش : محلّ خدمت من در بندر عباس است ولى وطنم شیراز است در هنگام مرخصى نمازهایم را در هر دو شهر (شیراز و بندر عباس) چگونه بخوانم؟
پاسخ : شما در بندر عباس و شیراز نماز را تمام و روزه هم بگیرید امّا در بین راه نماز و روزه شما شکسته است.

اقامت طولانی در یک شهر [وطن حکمی]

پرسش : حکم نماز کسى که مدّت طولانى در شهرى مانده است چیست؟
پاسخ : در صورتى که مدّتى طولانى در آن محل بماند در حکم وطن او خواهد بود.

نماز ساکنین شهرک پردیسان قم اگر از خارج استان وارد شهر شوند [احکام وطن ]

پرسش : کسی که ساکن شهرک پردیسان است و از خارج استان قم وارد شود و بخواهد نماز ظهر و عصر را در حرم حضرت معصومه علیها السلام بخواند نماز او چه حکمی دارد؟
پاسخ : در فرض سوال، نماز شکسته است.

تعریف وطن [احکام وطن ]

پرسش : منظور از وطن چیست؟
پاسخ : منظور از وطن محلی است که انسان آن را برای اقامت و زندگی خود انتخاب کرده، خواه در آنجا متولد شده باشد یا نه و خواه وطن پدر و مادرش باشد یا خودش آنجا را انتخاب کرده است. بنابراین بدنیا آمدن در جایی یا وطن والدین یا همسر بودن یا داشتن ملک و خانه دلیل بر وطن شدن آن جا برای فرد نیست، مگر این که سالی چهار ماه در آن جا اقامت داشته باشد.

عدم تبعیت همسر و فرزند در احکام وطن [احکام وطن ]

پرسش : آیا همسر و فرزندان در احکام شرعیّه همانند حکم وطن، تابع شوهر یا پدر خانواده می باشند؟
پاسخ : در فرض سوال، تابع نیستند و وطن پدر، وطن فرزند و وطن شوهر یا زن ، وطن زن یا شوهر نیست. البته اگر در یکی از این چند حالت، در آن جا بماند، در حکم وطن و نماز و روزه کامل است و نیازى به قصد ده روز ندارد: ۱-قصد سکونت طولانی مدت مانند یکسال یا بیشتر. ۲- ماندن هفته اى حداقل سه روز در مدت زمان حداقل دو سال. ۳- ماندن حداقل چهار ماه در سال (هرچند بصورت پراکنده)، در مدت زمان سه سال و بیشتر.

حکم نماز و روزه در وطن نامزد [احکام وطن ]

پرسش : اگر زنی به عقد دائم مردی در شهری دور درآید؛ قبل از آغاز زندگى مشترک، شهر شوهر وطن زن محسوب مى شود؟
پاسخ : تا زمانی که زندگی مستمر را در آن جا شروع نکرده، نماز او شکسته است و روزه ندارد مگر این که شامل یکی از موارد ذیل شود که در این صورت نماز و روزه اش کامل است: ۱- بخواهد ده روز یا بیشتر در آن جا بماند. ۲- چهار ماه در سال(هر چند به صورت پراکنده) در آن جا بماند(بدون نیاز به قصد ده روز) ۳- هفته ای سه روز (در مدت زمان دو ماه یا بیشتر) به آن جا رفت و آمد کند یا بماند.

حکم نماز در سفر اول به مکانی که قصد وطن کرده است [احکام وطن ]

پرسش : شخصی قصد دارد مکانی را وطن خود قرار دارد، وظیفه ی چنین شخصی در سفر اول به این مکان برای نماز چیست؟
پاسخ : هرگاه برای اولین بار به شهری میرود که حکم وطن او را پیدا کند چنانچه کمتر از ده روز می ماند ،نمازش کامل است و اگر ماه رمضان است باید روزه بگیرد ولی در سفر اول چنانچه کمتر از ده روز می ماند بنا براحتیاط مستحب دوسه روز اول را شکسته هم ضمیمه کند.

حکم تعدّد وطن [احکام وطن ]

پرسش : هر شخص تا چند وطن می تواند برای خود اختیار کند؟
پاسخ : ممکن است کسى در دو محل زندگى کند، مثلًا شش ماه در شهرى و شش ماه دیگر در شهر دیگر، هردو وطن او محسوب مى ‏شود و حتّى ممکن است انسان داراى سه وطن باشد، مشروط به اینکه در هر کدام چهار ماه از سال (هرچند بصورت پراکنده) بماند.

اگر نماز را به قصد وطن تمام بخواند و بعدا از قصد خود منصرف شود [احکام وطن ]

پرسش : شخصی برای تحصیل به شهری آمده که قصد دارد دو سال در آنجا بماند امّا بعد مدتی از قصد خود برگردد نسبت به نمازهای که کامل خوانده است چه وظیفه ای دارد؟
پاسخ : نمازهای گذشته صحیح است و نیازی به اعاده نیست.

مسافری که در سفر نماز را خوانده و در وقت نماز به وطن بازگشته [احکام وطن ]

پرسش : شخصی که در مسافرت، نماز خود را شکسته بخواند چنانچه قبل از فوت وقت(یعنی زمان کافی برای ادای نماز کامل را دارد) به وطن خود برسد، باید نماز را به صورت کامل اعاده کند؟
پاسخ : نمازی که در سفر بر طبق وظیفه شکسته خوانده، کافی و صحیح است و لازم نیست دوباره در وطن، به صورت کامل آن را بخواند.

وظیفه ی مسافری که نماز خود را نخوانده و به وطن رسیده است [احکام وطن ]

پرسش : چنانچه مسافری در سفر نماز خود را نخوانده و بعد به وطن رسیده باشد، آیا باید آن نماز را شکسته بخواند؟
پاسخ : هرگاه کسى اوّل وقت مسافر بوده و نماز را نخوانده و بعد به وطن یا جایى که قصد دارد ده روز بماند وارد شود باید نماز را تمام بخواند.

مواردی که مسافر باید نماز را تمام بخواند [احکام وطن ]

پرسش : مسافر در چه مواردی باید نماز را به صورت کامل بخواند؟
پاسخ : در چند مورد سفر قطع مى‏ شود و مسافر باید نماز را تمام‏ بخواند: اول: رسیدن به وطن دوم: قصد اقامت ده روز سوم: توقف یک ماه بدون قصد

نماز و روزه سرباز در دوره آموزشی و خدمت [وطن حکمی ]

پرسش : نماز و روزه سرباز در محل خدمت و مسیر رفت و آمد در دوره آموزشی و خدمت چگونه است؟
پاسخ : هرگاه قصد اقامت ده روز در آن محل کرده نماز و روزه او تمام است و هرگاه لااقل هفته ای سه روز به مدت حداقل دو ماه، رفت و آمد می کند باز نماز و روزه او تمام است و اگر در محلی یک سال یا بیشتر بماند یا در مدت حداقل دو ماه و کمتر از دو سال، حداقل سه روز در هفته در جایی بماند در آن محل نیز نماز و روزه تمام است.

نماز در سفر چند روزه سربازان به محل خدمت [وطن حکمی ]

پرسش : اگر هنگام آخرین بار که برای تسویه و مانند آن به محل خدمت مراجعه کرده و کمتر از ده روز اقامت داشته باشیم، آیا نماز کامل است؟
پاسخ : اگر محل خدمت حکم وطن آنها را داشته باشد و در آن محل سکونت می کنند نمازشان در آن جا کامل است و نیازی به قصد ده روز ندارند و اگر در دوران خدمت ، کثیر السفر بوده و حداقل ده روز فاصله ایجاد شده، در سفر اول نماز و روزه شکسته است ولی در سفرهای آینده در صورتی که از نظر عرف، ادامه سفرهای قبلی باشد حکم کثیر السفر را دارند.

سفر افراد نظامی به مناطق مرزی [وطن حکمی ]

پرسش : افراد نظامی که هر دو هفته یک بار به مناطق مرزی اعزام و در آنجا مستقر می شوند و با وجود اینکه می دانند چهارده روز در آنجا هستتند اما نمی دانند که در طول این چهارده روز آیا به نقاط دیگری اعزام خواهند شد یا نه، در واقع اختیاری از خودشان ندارند، در این صورت آیا نماز آنها کامل است یا شکسته؟
پاسخ : در فرض مسئله نماز آنها کامل است.

مواردی که محل اقامت شخص، حکم وطن می یابد [وطن حکمی ]

پرسش : اگر شخصی در مکانی قصد اقامت کند در چه صورتی آن مکان، حکم وطن او را پیدا می کند؟
پاسخ : هرگاه انسان جایى را براى «محلّ اقامت» خود انتخاب کند به طورى که وقتى در آنجاست او را مسافر نمى ‏گویند، خواه قصد اقامت دائم داشته باشد یا موقّت، حکم وطن را دارد، بنابراین در یکی از این سه حالت، آن جا در حکم وطن او است، نماز و روزه کامل است و نیازى به قصد ده روز ندارد:

۱-داشتن قصد سکونت طولانی مدت مانند یک سال و بیشتر

۲- ماندن هفته اى حداقل سه روز در مدت زمان حداقل دو سال

۳-ماندن حداقل چهار ماه در سال (هرچند بصورت پراکنده) در مدت زمان سه سال و بیشتر.

نکته : طبق روایات وارد شده در احکام حج، در مورد کسی که یک سال در مکّه می ماند، او را مانند اهل مکّه دانسته­ اند و مقیمی است که حکم توطّن را دارد. به عبارت دیگر چنانچه با شرایط فوق در محلّی بماند عرف آنها را مسافر نمی ­داند و معیار، صدق سفر است نه وطن؛ که در اینجا صدق سفر نمی­ کند(دقّت شود).

اقامت طولانی بدون قصد [وطن حکمی ]

پرسش : اگر شخصی برای مدت زمان طولانی(در حدود چهل سال) در مکانی اقامت کند اما به صورت مستمر نباشد و نیز قصد وطن نداشته باشد، نماز او در آن مکان چه حکمی دارد؟
پاسخ : اگر انسان بدون قصد ماندن مستمر و بدون قصد رفتن در جایى، آن قدر بماند که مردم او را اهل آنجا بدانند، حکم وطن او را پیدا می کند.

حکم نماز کسی که یک هفته در میان به محل کار تردد می کند [وطن حکمی ]

پرسش : اگر شخصى یک هفته را در شهرى کار‏ کند و هفته دیگر در منزل باشد نماز و روزه ی او چه حکمی دارد؟
پاسخ : نماز و روزه او در محل کار کامل است، البته اگر این برنامه تا حدود چهار ماه ادامه یابد حکم کثیرالسفر را خواهد داشت و اگر بیش از این مدت باشد مادامى که براى کار به همین صورت به آن شهر رفت و آمد مى‏ کند، آنجا وطن دوم او محسوب مى‏ شود.

وظیفه ی اشخاصی که محل کار متعدد دارند [وطن حکمی ]

پرسش : افرادی هستند که یک هفته در منزل و یک هفته در محل کار می باشند، اما محل کار آنها ثابت نمی باشد مثلا شش یا هفت محل کار دارند، که در هر کدام هفت ماه کار می کنند و بعد به محل دیگری می روند و همین طور بین این هفت مکان که فاصله شان بیشتر از حد شرعی است می چرخند، نماز این اشخاص در محل کارهای هفت ماهه چگونه است؟
پاسخ : در سفر و محل کار نماز تمام است.

نماز کسی که فقط در طول روز در مکانی اقامت دارد [وطن حکمی ]

پرسش : افرادی که روز در جایی باشند اما شب را در آن محل اقامت ندارند ( البته با رعایت شرایط دیگر وطن) حکم وطن دارد؟
پاسخ : در فرض سوال حکم وطن دارد.

حکم وطن داشتن محل کاری که روزانه شش ساعت و بیشتر در آنجا اقامت دارد [وطن حکمی ]

پرسش : کسانی که در جایی مشغول به کار هستند و مثلا ۶ ساعت در روز آن جا حضور دارند آیا آن محل حکم وطنشان را دارد یا کثیر السفرند؟
پاسخ : حکم وطن را دارد. چنانچه فردی به مقدار ۶ یا ۸ یا ۱۲ ساعت در محل کار حضور داشته باشد آنجا حکم وطن برای او دارد (ولی ۳ یا ۴ ساعت حضور حکم وطن ندارد).

محل کاری که در طول سال به آن رفت و آمد دارد [وطن حکمی ]

پرسش : اگر معلمی هفته ای ۴ یا ۵ روز در طول سال تحصیلی به محل کار رفت و آمد کند و در تابستان هفته ای دو روز برود؛ آیا محل کار برای ایشان حکم وطن دارد؟
پاسخ : محل کار او حکم وطن دارد.

معلوم شدن مدت اقامت بعد از گذشت چند ماه [وطن حکمی ]

پرسش : خانمی به خاطر کار شوهرش به شهر دیگری رفته و در ابتدا مدت اقامت معلوم نبوده هشت ماه یا بیشتر، اکنون پس از هشت ماه معلوم شده که چهار ماه دیگر نیز اقامت دارند ( یعنی در مجموع یک سال ) تا کنون مانند مسافر عمل می کرده، حال آیا از این به بعد در این چهار ماه نیز مسافر هستند یا آن جا وطن آنها محسوب می شود؟
پاسخ : با توجه به آنچه نوشته اید از این به بعد نمازها کامل است.

حکم نماز کسی که از وطن خود صرف نظر کرده است [اعراض از وطن]

پرسش : اگر شخصی از وطن خود اعراض کرده باشد ولی هنوز مکان خاصی را برای وطن انتخاب نکرده است، نماز او در سفر چه حکمی دارد؟
پاسخ : کسى که از وطنش صرف نظر کرده و مى‏ خواهد وطن دیگرى براى خود انتخاب کند باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند، مگر آن‏که سفرش طولانى شود و جزء افراد خانه بدوش حساب شود.

تعریف اعراض از وطن [اعراض از وطن]

پرسش : اعراض از وطن به چه معنا می باشد؟
پاسخ : اعراض آن است که مثلاً زندگى ‏اش را از «یزد» به «قم» آورده و گاهى در حدود ۵ روز یا ۱۰ روز و امثال آن، رفت و آمد دارد یا مثلاً سالى یک ماه در شهرش مى ‏ماند ولى زمانى که از او مى‏ پرسند قصد دارى در این مکان زندگى مستمر داشته باشى مى‏ گوید: «نه قصد زندگى ندارم» ولى قطع رابطه هم نمى ‏کند، این اعراض است، اعراض از زندگى مستمر.

کیفیت تحقق اعراض عملی [اعراض از وطن]

پرسش : شخصی قصد دارد به وطن خود برگردد و قصد اعراض نکرده است اما حدودا هفت سال است که در محل دیگر مشغول به کار است،آیا وقتی به وطن خود برای دید و بازدید می رود، نماز و روزه ی او کامل است؟
پاسخ : هرگاه قصد بازگشت به وطن سابق را جهت سکونت مستمر داشته باشد نماز کامل و روزه صحیح است، ولى اگر عملا مدّت طولانى گذشته (مثلا پنج سال) و هنوز بازنگشته، اعراض عملىحاصل شده، و نماز و روزه اش در آنجا شکسته است. البته چنانچه سالی سه الی چهار ماه، هر چند به صورت پراکنده در آنجا سکونت داشته باشد، نماز کامل و روزه نیز صحیح می باشد.

حکم نماز در وطن سابق [اعراض از وطن]

پرسش : اگر شخصی از وطن سابق خود اعراض کند و گهگاهی برای دید و بازدید به آنجا برود نماز او در آن جا چه حکمی دارد؟
پاسخ : هرگاه انسان در محلّى زندگى مى ‏کرده و وطن او بوده، چنانچه از آنجا اعراض کند، یعنى دیگر قصد نداشته باشد در آنجا زندگى کند، هر چند گاهى به عنوان مسافرت و دیدار بستگان و دوستان به آنجا برود، نمازش در آنجا شکسته است، خواه در آنجا ملکى داشته باشد یا نه و خواه اقوام و بستگانش در آنجا زندگى کنند یا نکنند، مگر این‏که قصد کند در آنجا ده روز بماند یا در سال، سه چهار ماه در آنجا اقامت داشته باشد. همچنین اگر انسان غیر از وطن اصلى خود جاى دیگرى را براى زندگى انتخاب کند و شش ماه یا کمتر و بیشتر در آنجا بماند بعد، از آنجا اعراض نماید نمازش در آنجا شکسته است، خواه ملکى در آنجا داشته باشد یا نه.

حکم نماز زوجه در وطن سابق [اعراض از وطن]

پرسش : خانمی که بعد از ازدواج، به همراه شوهر خود به شهر دیگری رفته است؛ هنگام بازگشت به وطن خود برای دید و بازدید، نماز او چه حکمی دارد؟
پاسخ : در صورتی که زن قصد تبعیت از شوهر را در محل سکونت داشته باشد و زوج قصد رفتن به وطن زوجه را جهت سکونت مستمر نداشته باشد، نماز زوجه در وطن سابقش شکسته است مگر اینکه پس از ازدواج به طور متوسط سالانه ۳ یا ۴ ماه در آنجا سکونت داشته باشد.

اعراض قهری از وطن [اعراض از وطن]

پرسش : آیا برای زنى که قصد جدایى از همسرش را ندارد و همچنین شوهر او تصریح کرده است که به وطن زوجه براى سکونت نمى رود، اعراض قهری حاصل مى شود؟ این حکم نسبت به فرزندان چگونه می باشد؟
پاسخ : این مورد از مصادیق اعراض قهرى است؛ و همچنین نسبت به اولادشان تا زمانى که با آن ها زندگى مى کنند.

تفاوت احکام وطن پدری با وطن حکمی [اعراض از وطن]

پرسش : آیا احکام وطن در مورد وطن پدری و محل زندگی با وطنی که به جهت کار و تحصیل اختیار می گردد متفاوت می باشد؟ در مورد اعراض چطور؟
پاسخ : در احکام وطن تفاوتی نیست ولی وطن اصلی با توجه به اینکه قوّت و قدرت بیشتری دارد اعراض از آنجا مشکل تر است.

تحقق اعراض از وطن با نیت اعراض [اعراض از وطن]

پرسش : آیا شخص می تواند با نیّت، از وطن سابق اعراض کند؟
پاسخ : اگر تصمیم داشته باشد که مثلاً ۵ سال باز نگردد، اعراض حاصل می شود و گاهی عمل در حکم نیّت است، مانند جایی که این مدّت را بازنگشته است؛ هر چند تصمیم به اعراض نداشته است ولی اعراض عملی ثابت شده است.

برگشت از اعراض با تغییر نیت [اعراض از وطن]

پرسش : اگر شخص از وطن خود اعراض کند و آن را بر زبان هم بیاورد و اکنون بعد از یک سال بخواهد نیت خود را این گونه تغییر دهد که اگر امکان داشت به آن جا برگردد و زندگی نماید، باید نماز را در وطن سابق تمام بخواند؟
پاسخ : این گونه نیت کردن کفایت نمی کند و هرگاه قصد نداشته باشید به وطن اصلی برای اقامت مستمر در آینده نزدیک برگردید اعراض محسوب می شود.

نماز کسی که جهل به حکم اعراض دارد [اعراض از وطن]

پرسش : کسی که از وطن سابق خود اعراض عملی نموده ولی با جهل به حکم، نماز را تمام بخواند چه وظیفه ای دارد؟
پاسخ : باید تدریجا نمازها را قضا نماید.

تفاوت حکم سکونت سه ماهه در وطن سابق با وطن جدید [اعراض از وطن]

پرسش : طبق نظر معظم له، اگر شخصی سه ماه از سال را در محل جدید باشد آنجا وطن دوم او محسوب نمی گردد؛ ولى در مورد وطن سابق، چنانچه ۳ ماه در سال رفت و آمد دارد اعراض صورت نمی گیرد تفاوت این مسئله را بیان فرمائید؟
پاسخ : در مورد وطن جدید، چون سابقه سکونت نداشته است ولى در مورد وطن سابق، چون در این شهر زندگى مى‏ کرده و وطنش بوده است، لذا از نظر عرف هنوز اعراض نکرده است و در این محل زندگى مى‏ کند.

رجوع به مرجع تقلید دیگر در مسئله اعراض [اعراض از وطن]

پرسش : آیا در مورد مسئله اعراض از وطن، می توان به مرجع دیگر رجوع کرد؟
پاسخ : چنانچه در این مساله تقلید نکرده باشد، می تواند به مرجع معروف دیگری رجوع نماید.

حکم نماز کسی که از اعراض منصرف شود [اعراض از وطن]

پرسش : شخصی بعد از رفتن به وطن جدید، قصد بازگشت به وطن قبلی را (بیش از ۵ سال) نداشته باشد، چنانچه بعد از مدّتی پشیمان شود نماز او در وطن قبلی چه حکمی دارد؟
پاسخ : چنانچه برود در وطن قبلی ساکن شود یا لااقل چهارماه در آنجا باشد نماز او کامل است.

یا علی مدد…التماس دعا دارم

» بدون ديدگاه
ایا شستن قبر اموات و گل برای شادی روح اموات تاثیر دارد؟

آیا شستن قبر اموات وگل گذاشتن برای شادی روح مرده تاثیر دارد؟

متن سوال:
سلام ایا شستن قبر اموات و گل گذاشتن بر روی مزارشان تاثیری در ارواح انان دارد؟وایا این امر در تعالیم دینی وارد است؟

بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام علیکم

بسیاری ازاین آداب عرفی ومحلی است که بعضی به حالت افراط وگاهی اسراف درآمده است مثلا خریدن گل چند صد هزار تومانی غیر ازاسراف چیز دیگری نیست.البته در بعض روایا ت امده مستحب است روی قبر اب بریزند( نه این که اورا بشویند ) زیرا تا زمانی که تری ان باقی است اگر فرضا ان میت اهل عذاب باشد عذاب از او بر داشته می شود مانند این روایت که مرحوم علامه مجلسی در کتاب «بحار الانوار، ج ۸۲، ص ۲۳، باب ۱۲، روایت ۱۰» نقل کرده است: : عن احمد بن موسى بن المتوکل عن على بن الحسین اسعد آبادى عن احمد بن ابى عبداللّه‏ برقى عن ابیه عن ابن ابى عمیر عن بعض اصحابه قال سألت ابا عبداللّه‏ (ع) عن رش الماء على القبر قال یتجافى عند العذاب مادام الندى فى التراب؛

در روایت یاد شده، راوى از امام صادق(ع) پیرامون فلسفه آب ریختن بر قبر سؤال مى‏کند و حضرت پاسخ مى‏ دهند: «تا زمانى که رطوبت آب در خاک قبر باقى است، عذاب از آن رخت برمى‏بندد.چنین چیزی اعتبارشرعی نداردو یک موضوع عرفی و سنتی است، شاید با زدن سنگ روی قبر، میت را متوجه خود می کنند و با گذاشتن دست به روی سنگ قبر سعی در برقراری ارتباط با او دارند. هم چنین با شستن سنگ قبر به وسیله آب یا گلاب، سنگ قبر تمیز می شود و هویت خاک گرفته متوفی عیان می گردد، واین یک نوع احترام وهماهنگی با روح اوست .و به او اعلام می کنیم که: تو تنها نیستی و ما هنوز در کنارت هستیم، کمکت می کنیم

. مطالعه بیشتر: و آنچه که در روایات به آن اشاره شده است دست گذاشتن روى قبر ، V} (بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۲۹۵، زیاره المؤمنین و آدابها – مفاتیح ‏الجنان، زیارت قبور مومنین، ص ۹۳۹){V و

یا ریختن آب روى قبر مادامى که رطوبت آن در خاک باقى است عذاب از صاحب قبر برداشته مى‏شود ، V} (شیخ صدوق، علل‏الشرایع، ج ۱، قم، مکتبه‏الداورى، ۱۳۸۵ه، ص ۳۰۷){V.

در ادامه مناسب است توجه شما را به مطالبی پیرامون هدیه فرستادن برای اموات و نحوه آن و تاثیر آن در حال انها جلب نماییم : در روایتی از امام صادق علیه السلام پیرامون زیارت اهل قبور آمده که چون در بین قبرها هستی یازده مرتبه سوره «قل هو الله» را قرا ئت کن وثوابش رابه روح آنان هدیه نما,زیرا کسی که این عمل را به جای آورد خداوند به عدد همه مردگان ثواب وپاداش به او عنایت فرماید.

خواندن سوره حمد (فاتحه الکتاب) و خواندن ۷ مرتبه «انا انزلناه فی لیله القدر» بر طبق گفته روایات، آثار مطلوب و مفیدی در حال اموات و گشایش در حال آنها دارد. به طور کلی خواندن قرآن کریم برای اموات و به نیت آنها و هر کار خیرى که انجام دهید و ثوابش را به روح میت هدیه بکنید، براى او مفید است؛ چه ذکر و قرآن و نماز مستحبى و طلب مغفرت باشد، و چه صدقه. کسی که برای میت عملى را انجام مى‏دهد، گرچه در نیت باید قصد نیابت نماید، ولى قسمت عمده ثواب آن طبق روایات ـ در نامه عمل او نیز نوشته مى ‏شود. البته باعث برى‏ءالذمه شدن میّت نیز شده و او از عذاب و گرفتارى نجات پیدا مى‏کند.

مرحوم حاج شیخ عباس قمى در مفاتیح‏الجنان، ص ۳۱۷ حدیث صحیحى را از امام صادق(ع) نقل فرموده که در ضمن آن حدیث این طور آمده «میت شاد و مسرور مى‏شود و گشایش پیدا مى‏کند به دعا و استغفارى که براى او مى‏کنند چنانچه زنده شاد مى‏شود به هدیه که براى او مى‏برند و فرمود که ثواب نماز، روزه، حج، صدقه و سایر اعمال خیر و دعا در قبر میت بر او وارد مى‏شود و ثواب آن براى مرده و کسى که آنها را انجام داده نوشته مى‏شود». روایات دیگرى نیز در آنجا نقل شده که مى‏توانید مطالعه کنید، بنابراین یقین کنید که آنچه براى اموات خودتان هدیه مى‏کنید در صورتى که اخلاص داشته باشید به آنها مى‏رسد و ثوابش در نامه عمل خودتان هم ضبط مى‏شود.

مرحوم طبرسی در جلد اول مجمع البیان در فضیلت آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» می فرماید: «پیامبر اکرم(ص) در حدیثی می فرماید: «هنگامی که معلم به بچه بگوید بگو بسم الله الرحمن الرحیم و بچه این جمله را بگوید، خداوند معلم و پدر و مادر این بچه را می آمرزد. در روایات آمده است که حضرت صادق(ع) فرمود: هرگاه چهل نفر نزد میت حاضر شوند و بگویند: «اللهم انا لا نعلم منه الاخیرا»؛ یعنی خدایا ما جز نیکی چیزی از او نمی دانیم، خداوند می فرماید: شهادت شما را در مورد او پذیرفتیم و آمرزیدیم آنچه را که شما درباره او نمی دانید.V}(معاد، شهید دستغیب، ص ۴۷، دارالکتاب).{V

به طور خلاصه لطف و رحمت الهی در مورد اموات فراوان و بی شمار است و امور فراوانی موجب تخفیف عذاب آنها و یا آمرزش آنها می گردد؛ البته بهترین هدیه برای اموات قضای حقوق واجبی است که بر عهده آنها باقی مانده است مثل نماز و روزه و حج واجبی که از میت فوت شده و یا بدهکاری های او مثل بدهی خمس و زکات و بدهی به مردم و حقوقی که از مردم بر ذمه دارد، ادای این حقوق واجب در حال میت بسیار مفید و مؤثر است و او را از عذاب و ناراحتی رها می کند.

برای مطالعه بیشتر ر.ک: – وسائل الشیعه، کتاب الطهاره، باب ۲۵، و باب ۱۷ و باب ۲۷٫ – معاد، شهید دستغیب شیرازی.

انسان از مرگ تا برزخ نعمت الله صالحی حاجی آبادی ص۷۵و مستحبات و اعمالی رو که در هنگام زیارت قبور مسلمین باید انجام داد:

۱-مستحب است در نزد قبر میت خواندن سوره حمد و ناس و فلق و توحید و آیه الکرسی هر کدام سه مرتبه و سوره قدر هفت مرتبه

۲-از رسول خدا –ص- چنین نقل شده است : هر که بر قبرستان عبور کند و ۱۱ مرتبه سوره توحید را بخواند و ثوابش را به اموات آن قبرستان هدیه کند به تعداد آن مردگان اجر و پاداش می یابد .

۳-در روایات معتبر آمده است که اگر کسی به نزد قبر برادر مومن خود برود و رو به قبله دستش را بر روی قبر بگذارد و ۱۱ مرتبه سوره قدر را بخواند از ترس بزرگ روز قیامت در امان خواهد بود . و در روایت دیگر دیگر آمده که خداوند او و صاحب قبر هر دو را بیامرزد .

۴-در روایت آمده که حضرت باقر –ع- نزد قبر یکی از شیعیان ایستادند و این دعا را خواندند : اللهم ارحم غربته و صل وحدته و آنس وحشته و آمن روعته و اسکن الیه من رحمتک ما یستغنی بها عن رحمه من سواک و الحقه بمن کان یتولاه ۵- طبق روایاتی که از حضرات معصومین (ع ) وارد شده است زیارت اهل قبور موئمنین در روزهای دوشنبه و پنج شنبه و جمعه مستحب مؤکد است و سنت پیامبر و سیره اهل بیت (ع ) نیز چنین بوده است و فعل معصوم نیز برای ما حجت است و در روایتی از رسول خدا(ص ) آمده است که حضرت فرمود: ((هدیه بفرستید برای مردگان خود)) پس سوال شد چیست هدیه مرده ها؟ فرمود: صدقه و دعا. و فرمود ارواح مؤمنین هر جمعه به آسمان دنیا مقابل خانه ها و منزل های خود فریاد می کنند هر یک از ایشان به آواز حزین با گریه ای اهل من و اولاد من ای پدر من و مادر من و خویشان من مهربانی کنید بر ما…)).

التماس دعا

» بدون ديدگاه
نماز ایات

 

آیا نماز آیات واجب فوری است؟
پس از وقوع زلزله، ماه گرفتگی، خورشید گرفتگی و.. نماز آیات را باید فورا بجای آورد و در صورت تأخیر در بعضی موارد قضا می شود.

سوال: اگر نماز آیات به واسطه (خسوف، کسوف، زلزله و…) بر عهده فردی بوده، ولی بجا نیاورده است، آیا با نیّت ادا بخواند یا قضا؟

امام خمینی(ره):

در خسوف و کسوف: باید نیّت قضا نماید.

در زلزله: هر وقت بخواند ادا است.

آیت الله خامنه ای(دام ظلّه):

در فرض سوال اگر سبب وجوب نماز آیات خسوف و یا کسوف بوده واجب است بعد از آن به نیّت قضاء بخواند و امّا در سایر آیات باید نماز آیات را به نیّت اداء بجا آورد.

آیت الله سیستانی(دام ظلّه):

در خسوف و کسوف: نماز قضا می شود.

در زلزله و رعد و برق و مانند اینها: نماز آیات واجب نیست ولی اگر خواست نماز بخواند، بنابر احتیاط مستحب بدون نیت ادا و قضا بخواند.

آیت الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):

در خسوف و کسوف: نماز قضا می شود.

در زلزله و رعد و برق و مانند اینها: بنابر احتیاط در وقت خواندن، نیت ادا و قضا نکند.

آیت الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

در خسوف و کسوف: باید نیت قضا نماید.

در زلزله و رعد و برق و مانند این ها هر وقت بخواند ادا است.

آیت الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

در زلزله و صاعقه و مانند آن احتیاط مستحب آن است که تا آخر عمر هر وقت توانست بخواند.

سوال: چگونگی خواندن نماز آیات را توضیح دهید و طی چه عواملی واجب می گردد؟

جواب: نماز آیات در موقع واقع شدن آیات الهی از قبیل: زلزله، خسوف، کسوف، و… واجب می شود و یکی از شیوه های خواندن این نماز به طریق زیر است: نماز آیات دو رکعت است که هر رکعت پنج رکوع دارد، در رکعت اول پس از تکبیره الاحرام، حمد را بخوانید و یک سوره را پنج قسمت کنید و پس از خواندن قسمت اول آن به رکوع بروید و پس از رکوع اول فقط قسمت دوم سوره را بخوانید و به رکوع بروید و همین طور تا سوره تمام شود سپس به سجده بروید و پس از دو سجده رکعت دوم را نیز مانند رکعت اول بجای آورید. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج ۱، ص ۸۴۱ و ۸۴۸، م ۱۴۹۱ و ۱۵۰۷)

سوال: در مناطقی که زلزله می آید بعدا پس لرزه هائی هم می آید آیا اینها هم نماز دارند؟

جواب: اگر پس لرزه ها در محل قابل احساس باشد و زلزله مستقلی به حساب آید نماز آیات دارد. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج ۱، ص ۸۵۲، استفتائات رهبری، س ۷۳۱)

سوال: کسانی که در موقع ماه یا خورشید گرفتگی متوجه این پدیده نشوند آیا باز نماز آیات بر آنهات واجب است؟

جواب: اگر کسی در موقع گرفتن ماه و خورشید متوجه این پدیده نشود و پس از آن متوجه گردد، اگر تمام ماه یا خورشید گرفته بوده نماز آیات بر او واجب است و در غیر این صورت واجب نیست. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج ۱، ص ۵۴۵، م ۱۴۹۹)

سوال: آیا نماز آیات واجب فوری است یا با تأخیر هم می شود خواند؟

جواب: پس از وقوع آیت (زلزله، ماه گرفتگی، خورشید گرفتگی و…) نماز آیات را باید فورا بجای آورد و در صورت تأخیر در بعضی موارد قضا می شود. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج ۱، ص ۵۴۵، م ۱۵۰۰)

سوال: اگر از سن ۱۵ سالگی تاکنون نمازهای آیات زیادی بر ما واجب شده است و ندانیم چه میزان است، چگونه باید قضا کنیم؟

جواب: به تعدادی که یقین دارید بجا آورید. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج ۱، ص ۷۸۱، م ۱۳۸۳)

سوال: اگر از چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است بیشتر از یکی اتفاق بیفتد، انسان باید در این گونه مواقع چه کند؟

شخص مکلّف است برای هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند، مثلا اگر خورشید بگیرد و زلزله هم بشود، باید دو نماز آیات خواند. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج ۱، ص ۸۴۱، م ۱۴۹۲)

سوال: آیا اگر در نماز آیات بسم الله الرحمن الرحیم را قسمتی از سوره حساب کنیم و بعد از گفتن آن به رکوع اول برویم، صحیح است؟

کیفیت خواندن نماز آیات بدین صورت است: نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و می توان آن را به دو حالت خواند. اول: انسان بعد از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد، دوباره یک حمد و یک سوره بخواند، باز به رکوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.

دوم: اینکه بعد از نیت و تکبیر و خواند حمد، آیه های یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر از آن را بخواند و به رکوع رود و سر بردارد و بدون این که حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همین طور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید، مثلاً به قصد سوره «قل هو الله احد»، «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید و به رکوع رود، بعد بایستد و بگوید: «قل هو الله احد» دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بایستد و بگوید: «الله الصمد» باز به رکوع رود و بایستد و بگوید «لم یلد و لم یولد» و برود به رکوع باز هم سر بردارد و بگوید: «و لم یکن له کفواً احد» و بعد از آن به رکوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن، دو سجده کند و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از سجده دوم تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

بنابر این طبق نظر امام خمینی و اکثر فقهای معاصر، می توان «بسم الله الرحمن الرحیم» را به عنوان یک آیه خواند و الباقی سوره را به چهار قسم تقسیم و نماز را ادا نمود.

البته بعضی از مراجع همانند آیه الله سیستانی دام ظله می فرمایند: باید بنا بر احتیاط، جمله تامّه باشد و از اوّل سوره شروع کند و به گفتن «بسم اللَّه» اکتفا نکند و سپس به رکوع رود … مثلًا در سوره فلق اوّل «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» بگوید و به رکوع رود بعد بایستد و بگوید «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ» دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بایستد و بگوید «وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ» باز به رکوع رود و بایستد و بگوید «وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ» و برود به رکوع باز هم سر بردارد و بگوید «وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ» (توضیح المسائل (المحشی للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص: ۸۱۹ دستور نماز آیات مسأله ۱۵۰۷ – ۱۵۰۸)

سوال: کسی که در تعداد رکوع ها شک کند، چه باید بکند؟ لطفا حکم او را بیان کنید؟

جواب: اگر شخص مکلّف مثلا شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است یا در رکوع اول رکعت دوّم، و فکرش به جائی نرسد، نمازش باطل است. ولی اگر مثلا شک کند که چهار رکوع انجام داده یا پنج رکوع، چنانچه برای رفتن به سجده خم نشده، باید رکوعی را که شک دارد به جا آورده یا نه، را به جا آورد. و اگر برای رفتن به سجده خم شده، باید به شک خود اعتنا نکند. (توضیح المسائل ۱۲ مرجع، ج ۱، ص ۸۵۰، م ۱۵۱۴)(تبیان

 

» بدون ديدگاه

آمار سایت

حدیث روز

ساعت

شعر 2

برترین شاعر و برترین شعر ماه ایران را بشناسید اگر شما هم شاعر هستید اقدام کنید عضویت رایگان

یا مولا علی

سایت شعر لوجنک

ديدگاههاي اخير

  • فرنگیس: سلام علیکم ممنونم از حضور ارزشمندتان تندرست باشید یا علی مدد...
  • سجاد صادقی: سلام و درود بزرگوار ممنون خوشحال شدم مانا باشید به مهر...
  • فرنگیس: سلام علیکم با تشکر از حضورتان...
  • بازسازی ساختمان: بسیار عالی بود موفق و پیروز باشید...
  • فرنگیس: سلام علیکم ممنونم لطف دارید یا علی مدد...