به یاد مادرم،،غروب غم انگیز،،،،،،

این سایت به یادمادر هجرت کرده ام. است.با ذکر صلوات

پست هاي مربوط به تاريخ مهر, ۱۳۹۸:

اموزش

شیوه ای آسان برای آموختن عروض و قافیه ی شعر فارسی

عروض:به زبان ساده عروض علمی است که،از وزن ودرستی یا نا درستی اوزان شعری و از معمول یا نا معمول بودن آنها گفتگو می کند.از نظر لغوی از کلمه ی( عرضه کردن)گرفته شده است.


سابقه ی علم عروض:
ازسابقه ی علم عروض قبل از اسلام اطلاعی در دست نیست. اما در قرن دوم هجری در میان اعراب شخصی به نام((خلیل بن احمد فراهیدی)) توانست روابط میان اوزان و اشعار را استخراج و تنظیم کند. وسپس ایرانیان علم عروض را از اعراب گرفته و تغیراتی در آن دادند.
شعر:
در ادب فارسی کلامی است موزون و خیال انگیزو در عرف مردم شعر کلامی است موزون و مقفی. کلماتی که بی معنی و فاقد تخیل باشند اگر چه وزن و قافیه داشته باشند شعر به حساب نمی آیند.
کلام:
الفاضی است که از حروف تشکیل می شود وبر حسب قرار داد بین افراد بر معانی خاصی دلالت دارند.
حرف:
جز بسیطی است که از ترکیب آن کلما ت ساخته می شوند.از سی وسه حرف الفبا ی فارسی سه حرف(( مصوت)) وسی حرف دیگر را(( صامت ))می نامند.
مصوت:
حرفی که برای ادا کردن آن هوا با جریانی ممتد از گلو ومحفظه ی دهان با فشار عبور می کند بدون آنکه به چیزی برخورد نماید.

چند نکته ی مهم:


۱٫مصوت بلند(( الف – واو – یاء ))زمانی مصوت به حساب می آیند که دومین حرف هجا باشند.
مانند: با – بی – بو


۲٫کلمه ی ((عیب)) و ((شوق ))استثنا هستند با وجود اینکه دومین حرف آنها ( یاء ) و ( واو ) است ولی مصوت به حساب نمی آیند. چون به کمک مصوت کوتاه تلفظ می شوند نمی توان حرف ( یا ) در (( عیب )) و ( واو) در ((شوق )) را مصوت به حساب آورد.


۳٫حرف ((الف )) همواره بصورت مصوت بلند بکار می رود.
مانند: ((الف )) در کلمات (دارا) و (بابا)
الف همیشه ساکن است وحرکت نمی پذیرد. بنابراین هرگز در اول کلمه قرار نمی گیرد وهمیشه در وسط یا آخر کلمه می آید.
کلماتی مانند: آدم ، انسان و اسب در حقیقت با (( الف )) آغاز نشده . بلکه حرف اول آنها همزه است. که بصورت ((الف )) نوشته شده است.
کلمه ی (( آدم )) را اگر بخواهیم آوا نویسی کنیم ، چنین می شود (( ء ا د م )) که معادل کلمه ی ((عالم)) است.


۴٫حرف (( واو )) در صورتی مصوت است که با صدای ((او = u )) یا با صدای (( اُ =o )) و یا با صدای ترکیبی (( اُوْ =ow )) باشد.
مانند (( واو )) در کلمات ( بازو ) و ( خود ) و (خسرو )
حرف (( واو )) اگر با صدای (( و=v )) بکار رود ، مصوت نیست بلکه صامت است. مانند حرف ((واو )) در کلمه ی ( ورزش ) و کلمه ی (وفا )

۵٫حرف یاء ( ی ) هم در صورتی مصوت است ، که با صدای کشیده ی (( یی )) بکار رود مانند حرف ( ی ) در کلمه ی (( دید = did )) و کلمه ی ((بید=bid )) وگرنه وقتی که
با صدای ( ی= ye ) بکار رود، مصوت نیست و صامت است. مانند حرف ( ی ) در کلمه ی
((یار =yar )) و کلمه ی (( یک = yak ))

مصوت های دیگر:
غیر از مصوت های بلند( ا – و – ی ) سه مصوت کوتاه هم در فارسی هست، که عبارتند از:
زبر( _ِ ) ، زیر ( ِ- ) و پیش ( _ُ ) که به عربی فتحه-کسره و ضمه نامیده می شوند.
حرف فتحه دار را اصطلا حاً ((مفتوح))وکسره دار را((مکسور )) وضمه دار را ((مضموم ))می نامند. تلفظ فتحه ( اَ =a ) و کسره (اِ =e ) وضمه ( اُ = o ) می باشد.


حروفی که مفتوح یا مکسور ویا مضموم نباشند ساکن هستند. علامت حرف ساکن دایره ی کوچکی است که آن را ( سکون ) می نامند. وبر بالای حرف می گذارند. مثلا ً در کلمه ی ((مُعَدِلْ ))حرف میم((مضموم)) و عین ((مفتوح)) و دال((مکسور)) و لام ((ساکن )) است.البته روی دال علامت تشدید قرار می گیرد.
نکته:
بنابراین در زبان فارسی کنونی هفت مصوت داریم:
الف:سه مصوت کوتاه:( اَ =a )، (اِ =e ) و(اُ = O)
ب:سه مصوت بلند: (آ =a )، (ی =e) و( و= u)
ج :یک مصوت مرکب ( اُ وْ =ow )
مثال ها :
بَ ba مانند: بَخت
بِ be // بِهشت
بُ bo // بُلند
بَا ba // باران
بُو bu // بُود
بی bi // بیدار
بو bow // بوُجار
باید در نظر داشت که عمل مصوت ها این است که ، بعد از حروف صامت در می آیند، تا موجب آسانی تلفظ آنها، و در نتیجه موجب آسانی تلفظ کلمه شوند.


نکته ی مهم:
پیشینیان پذیرفته اند،که قبل از هر یک از مصوت های بلند یک مصوت کوتاه و متناسب با آن قرار دارد.بنابراین هر مصوت بلند را، یک صامت حساب کرده اند.ما نیز ناچاریم آن را بپذیریم و از آن پیروی کنیم. زیرا این نکته در علم عروض و قافیه دارای اهمیت ویژه ای است.
مثلاً در کلمه ی(باد) حرف (ب ) را مفتوح می دانیم وهمان حرف را در کلمه ی( بود ) مضموم و در کلمه ی ( بید ) مکسور . به عبارت دیگر ،هر حرف پیش از (الف )) مفتوح است وهر حرف پیش از(یاء ) با صدای( یی =i ) مکسور وهر حرف پیش از (واو ) با صدای (اوُ =u ) مضموم .
همچنین می توان پذیرفت، که در مصوت ترکیبی (اُوْ =ow ) مصوت کوتاه متناسب با (( واو )) با آن ترکیب شده و مصوت مرکب ساخته است. مثلاً در کلمه ی ((پرتو )) دو صدای (o ) و(u ) با هم
ترکیب شده و صدای ترکیبی (ow ) را ساخته است.
وزن چیست؟
سلسله ای از هجاهای کوتاه و بلند است که بر اساس نظمی مشخص ومتناسب با یکدیگر در قطعه های مساوی به دنبال یکدیگر آمده باشند. وزن از خصوصیات ذاتی شعر است.
بخش یا هجا چیست؟
آن مقدار از کلمه را که بتوان با یک دَم یا بازدَم یا با یک حرکت لب یا زبان تلفظ کرد را ((هجا )) یا ((بخش )) می گویند.
نکته:
هر بخش همیشه با صامت آغاز می شود .و مصوت همواره در مرتبه ی دوم قرار می گیرد. زیرا از نظر تلفظ، ابتدا کردن با مصو ت نا ممکن است. مثلاً در کلمه ی ((بُلند)) اول صدای صامت ((ب )) را می شنویم و سپس صدای مصوت کوتاه ((_ُ = o)) را



نکته :
۱٫تمام صامت ها یک واحد به حساب می آیند.
۲٫مصوت های کوتاه هم یک واحد به حساب می آیند.
۳٫مصوت های بلند دو واحد به حساب می آیند.


هجاها:
۱٫یک هجایی مانند : آب ، راه ، گاه ، ماه و . . .
۲٫ دو هجایی مانند: اَنار ، سارا و . . .
۳٫ سه هجایی مانند : برادر ، زمستان و . . .
۴٫ چهار هجایی مانند : آشپزخانه ، تماشایی ، مقررات و . . .
۵٫ پنج هجایی مانند : سپاسگزاری ، احمدی نژاد و . . .
نکته: در فارسی شش نوع بخش یا هجا داریم :
۱٫ صامت + مصوت کوتاه . مانند: چه ، که ، تو (ضمیر) ویا : بَ ، بِ ، بُ و . . .
۲٫ صامت +مصوت بلند . مانند : با ، بو ، بی .
۳٫ صامت +مصوت کوتاه +صامت . مانند : مَن ، شَب ، سَر .
۴٫ صامت +مصوت بلند + صامت . مانند :مار ، مور ، میر .
۵٫ صامت + مصوت کوتاه + دو صامت . مانند : دَست ، کِشت ، بَند .
۶٫ صامت +مصوت بلند + دو صامت . مانند : داشت ، دوست ، بیست .
انواع هجا به زبانی ساد ه تر:
۱٫کوتاه : شامل دو واحد می باشد یعنی از یک صامت و یک مصوت کوتاه . مانند : بَ ، کِ ، و..
۲٫بلند : هجای بلند از سه واحد تشکیل می شود و به دو صورت می آید.
الف:دو صامت و یک مصوت کوتاه . مانند : تَر ، بَر ، سَر ، شَر و . . .
ب:یک صامت و یک مصوت بلند . مانند : با ، تا ، بی ، بو ، نا ، جی و . . .
۳٫ کشیده : اگر هجایی بیش از سه واحد باشد به آن هجای کشیده می گویند. مانند :دوست ، خیش ، داشت ، کاشت ، دَ شت ، دار ، آرد ، خار و . . .
نکته :در تقطیع، کلمات همان گونه که خوانده می شوند نوشته می شوند. مانند ((خویش)) = که خوانده می شود = خیش و ((که )) خوانده می شود = کِ
نکته ی مهم:مصوت بلندخودش به تنهایی دو واحد به حساب می آید. مانند( آ ، ی ، و )

واک چیست؟
به هر صامت ویا هر مصوت کلمه، یک واک گفته می شود. به عبارت دیگر اگر بخواهیم بدانیم فلان کلمه، چند واک دارد، تمام صامت ها و مصوت های آن کلمه را می شماریم.
مثلاً کلمه ی ((مَن )) از سه وا ک ( م + _َ + ن ) درست شده ، و کلمه ی ((شُما )) از پنج و ا ک ، (ش + _ ُ + م + _ َ + ا )
وکلمه ی ((سپاهان )) از نُه و ا ک (س + ِ + پ+ ا + ه + _ َ + ا + ن ) .
نکته ی مهم:
در علم عروض، هر بخش دو واکی ( یک صامت + یک مصوت کوتاه ) را یک بخش کوتاه می نامند. و با یک نیم دایره ی کوچک ( u ) نشان می دهند. وهر بخش سه واکی را یک (بخش بلند ) می گویند. و با یک خط افقی کوتاه ( – ) نشان داده می شود.
مثلاً کلمات (که ، چه ، تو ) را اینطور ( U ) و کلمات (من ، ما ، بَر و . . .) را اینطور (- )
علامت می گذارند.
نکته: به زبان ساده تر علامت هجا ها :
الف :هجای کوتاه : بِ ، دِ ، کِ ، شِ و . . . ( U )
ب:هجای بلند : را ، شا ، بی ، بو و . . . ( – )
ج : هجا ی کشیده : آ رَ د ، نا ن ، بیست و . . .( -U )

چند نکته ی مهم در علم عروض و تقطیع شعر :


۱٫چون علم عروض وتعیین وزن اشعار ، بنابر حروفی است که به تلفظ در می آید و شنیده می شود، به همین دلیل ((واو معد و له ) را نادیده می گیرند. واز به حساب آوردن آن چشم می پوشند.مانند ((واو )) در کلمات ( خواهر ، خواندن ، خواهش ، خویش )


۲٫همان گونه که قبلاً نیز ذکر شد ((ها ء )) غیر ملفوظ در فارسی کنونی یک مصوت کوتاه (کسره ) محسوب می شود. همچنین حرف ((واو )) در کلمه ی ((تو )) تنها یک ضمه یا مصوت کوتاه است. که = ک ِ / تو = ت ُ .


تقطیع در عروض چیست و چگونه انجام می گیرد ؟
تقطیع یعنی قطعه قطعه وخرد کردن . و در اصطلاح علم عروض ، عبارتست از تقسیم کلمات به بخش های جدا گانه . مثلاَ اگر بخواهیم کلمه ی (( بر افروخته )) را تقطیع کنیم ، می گوییم ، چها ر بخش دارد.
بخش اول : بَ
بخش دوم :رَ ف
بخش سوم :ر وخ
بخش چهارم : ت ِ
به عبارت دیگر ((بر افروخته )) = بَ + رَ + روخ + ت ِ .
به همین طریق کلمه ی (( خدایا )) = خُ + دا + یا . سه بخش است .
وکلمه ی ((مَن )) تنها یک بخش است.
و کلمه ی ((شُما )) = شُ + ما . که دو بخش است .
می بینیم که این دو بخش از نظر کشش صوتی و همچنین از نظر تعداد (( وا ک ها )) برابر نیستند. بخش اول ( شُ ) ، از دو واک ، یعنی از یک صامت ویک مصوت کوتاه ، درست شده است. وبخش دوم ((مَا ) از سه واک یعنی از دو صامت و یک مصوت کوتاه ساخته شده است .
یاد آوری :
به فتحه ی روی حرف ( م ) توجه کنید همانگونه که قبلاً ذکر شد پیش از حرف ((الف )) مصوت کوتاه (فتحه ) قرار می گیرد.


نکات مهم و دقیق در تقطیع اشعار :


۱٫حذف (هاء ) غیر ملفوظ :
در تقسیم کلمات به هجا های بلند وکوتاه ( ها ء ) غیر ملفوظ حذف می شود. مثل : مصراع زیر از اخوان ثالث در کتاب ارغنون
((ای که می دانی ندارم غیر در گاهت پناهی ))
ای / کِ* / می / دا / نی / نَ / دا / رم / غی / رِ / در / گا / هت / پَ / نا / هی
– – U – / – U – – / – U – – / – U – –
فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن
(هاء ) غیر ملفوظ از ((که )) حذف شده است .
نکته : هرگاه ((هاء غیر ملفوظ )) در آخرین هجای رکن های اصلی و یا رکن های فر عی که به هجا های بلند ختم می شوند ، واقع شود با حرف پیش از خود یک هجای بلند محسوب می شود. مانند این مصراع از کلیات شمس تبریزی:
((روشن ندارد خانه را قندیل نا آویخته ))
رو شن ن دا رد خا ن* را قن دی ل نا آ وی خ * ته
– – U – / – – U – / – – U- / – – U –
مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن
همان گونه که می بینید (( های )) خانه حذف شده و ((های )) (( آویخته )) با حرف پیش از خود یک هجای بلند ساخته است.


۲٫ حذف همزه و یا الف :


گاهی ((الف )) و یا (( همزه )) به تلفظ در نمی آید و حذف می شود. مانند :
((کواکب در سجود* افتند* اگر لب را بجنبانی ))
ک / وا / کب/در / س / جو / دف / تن / دَ / گر /لب / را / بِ / جن / با / نی
U – – – / U – – – / U – – – / U – – –
مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن
((الف )) افتند و (( اگر )) به جهت عدم تلفظ حذف شده است.
نکته (( الف )) به مصوت کوتاهی تبدیل و بر روی حرف قبل قرار می گیرد.

۳٫ مد

مد به تنهایی یک حرف شمرده می شود و الفی که مد داشته باشد یک هجای بلند محسوب می شود.

مانند:

((شستم ز می در پای خم دامن ز هر آلودگی))

شس / تم / ز/ می /در / پا /ی /خم/دا /من /ز /هر /آ /لو /د / گی

_ _ U _ / _ _ U _ // _ U _ _ _ _ U _

مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن

حرف(( آ )) در کلمه ی (( آلودگی )) یک هجای بلند محسوب شده است.

یاد آوری : حرف (( آ )) اگر مصوت بلند پیش از خود واقع شود مد از تقطیع حذف می شود.

مانند:

(( گرچه مه در صورت آرایی ز گیتی بر سر آمد ))

گر چِ مه در / عا ل ما را / یی ز گی تی /بر س را مد

_ U _ _ / _ U _ _ / _ U _ _ / _ U _ _

فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن

مد در هر دو کلمه ( آرایی و آمد ) به جهت آن که (( آ )) مصوت بلند حرف پیش از خود تلفظ شده است، حذف شده .

۴٫ تشدید (( ّ ))

تشدید یک حرف به حساب می آید،به عبارت دیگر کلمه ی مشدد همانگونه که در تلفظ تکرار می شود به هجاها تبدیل می شود.

مانند :

((سخن پیدا بود سعدی که حدّ ش تا کجا باشد ))

س خن پی دا / ب ود سع دی / ک حد د ش تا / ک جا با شد

U _ _ _ / U _ _ _ /U _ _ _ /U _ _ _

مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن

حرف (( د )) در کلمه ی (حدّ ) دو بار تلفظ شده و در دو هجای بلند قرار گرفته است.

۵٫ نون ساکنی که :

نون ساکنی که پس از ( آ ) یا ( او ) و یا (یی ) ( مصوت بلند ) بیاید از تقطیع ساقط است.

مانند :

(آن ترک یغما یی نگر دل ها به یغما می برد)

آ تر ک یغ / ما یی ن گر / دل ها ب یغ / ما می ب رد

_ _ U _ / _ _ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن

نون کلمه ی (( آ ن )) ساکن وپیش از آن مصوت بلند (( آ )) و اقع شده است بنابر این از تقطیع ساقط شده است. و حرف ( ن ) حذف می گردد. در کلماتی مانند: ( مشتاقان ، بدان ، جان، آن ، فرزین ، این ، بیرون و ..) که چنین شرایطی داشته باشند نیز حرف (( ن )) حذف می گردد.

۶٫ واو عطف:

الف :

واو عطف در مواردی حرکت حرف ما قبل خود محسوب می شود(به مصوت کوتاهی تبدیل می شود )

مثال :

(صد عقل و جان اندر پیش بی دست و بی پا آمده)

صد عق لُ جا / ن ن در پ یش / بی د س تُ بی / پا آ م ده

_ _ U _ / _ _ U _ / _ _ U _ / _ _ U_

مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن

حرف ( و ) در کلمه ی ( عقل و جان ) و ( بی دست و بی پا ) به صورت مصوت کوتاهی برای حرف پیش از خود در آمده است.

ب :

گاهی حرف (( واو )) در اواسط رکن ها و غالبا در اواخر ارکان کشش بیشتری پیدا می کند و با حرف پیش از خود به صورت هجای بلند تلفظ می شود و هجای بلند محسوب می گردد.

مثال برای اواسط رکن:

چنان صرف کن دولت و زندگانی

که نامت به نیکی بماند مخلّد

چ نا صر / ف کن دو / ل تو زن / د گا نی

_ U _ /U _ _ /U _ _ /U _ _

ک نا مت / ب نی کی / ب ما ند / م خل لد

فعولن / فعولن / فعولن / فعولن

مثال برای اواخر رکن:

( به جولان و خرامیدن در آمد سر و بستانی )

ب جو لا نو / خ را می دن / د را مد سر / و بس تا نی

U _ _ _ / U _ _ _ / U _ _ _ / U _ _ _

مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن

در کلمه ی ((جولان )) حرف ((واو)) با حرف پیش از خود هجای بلند ساخته است.

ج: (( واو )) عطف در آغا ز رکن ها به تلفظ در نمی آید.

مثال:

(وگر باشد شبه تابان کجا در دانگی کردن )

و گر با شد / ش به تا با / ک جا در دا / ن گی کر دن

U _ _ _ /U _ _ _ / U _ _ _ /U _ _ _

مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن

واو (( وگر )) در آغاز رکن قرار گرفته ویک هجای کوتاه را نشان داده است.

۷٫واو بیان حرکت:

واوی است که صحیح لغت دری ملفوظ نیست مانند: واو (تو ،دو ،چو ) که واو، حرکت حرف پیش از خود است و مصوت کوتاهی برای حرف پیش محسوب می شود و در تقطیع حذف می گردد.

مثال:

جهانا چه بد مهر و بد خو جهانی

چو آشفته بازار بازارگانی

ج ها نا / چ بد مه / رُ بد خو / ج ها نی

U _ _ /U _ _ /U _ _ /U _ _

چ آ شف / ت با زا / ر با زا / ر گا نی

فعولن / فعولن / فعولن / فعولن

((چو )) در آغاز مصراع دوم یک هجای کوتاه محسوب شده است.

نکته : واو بیان حرکت اگر در آخر رکن واقع شود هجای بلند به حساب می آید.

مثال:

(چو من با تو چنین گرمم چه آه سرد می آری )

چُ من با تو / چ نی گر مم / چ آ هِ سر / د می آ ری

U _ _ _ /U _ _ _ /U _ _ _ /U _ _ _

مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن

((تو)) در آخر رکن اول هجای بلند محسوب شده است.

۸٫واو اشمام ضمه:

(گویی که حرکت ما قبل این واو فتحه بوده و سبب واو بویی از ضمه گرفته است ). واو اشمام ضمه چون به تلفظ در نمی آید از تقطیع حذف می شود مانند واو خواسته و خواب و استخوان و …

مثال:

(بت پرستان صورتش را سجده می آرند و شاید

گر کند خواجو به معنی آن جماعت را امامی )

بت پ رس تا / صو ر تش را /سج د می آ / رن دُ شا ید

_ U _ _ / _ U _ _ / _ U _ _ / _ U _ _

گر ک ند خا / جو ب مع نی/ آ ج ما عت / را ا ما می

فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن

((واو )) در ((خواجو )) ملفوظ نیست و حذف می شود.

۹٫ کسره ی اشباعی :

هجای کوتاهی است که باید آن را به هجای بلند تبدیل کرد به عبارت دیگر حرف متحرکی است که می توان یک حرف صامت بر آن افزوده (به شرطی که این افزایش در وزن شعر مشکلی ایجاد نکند ).به جهت آن که این هجای کوتاه همیشه پس از مضا ف می آید آن را کسره ی اشباعی گفته اند.

مثال:

(اگر لذّ ت ترک لذّت بدانی

دگر لذّت نفس لذّت نخوانی )

در این بیت کلمه ی لذّت چهار بار تکرار شده است که در دو مورد مضا ف واقع شده است.

(لذّ ت ترک ) و ( لذّ ت نفس ) که در هر دو مورد (( تا )) لذ ت باید به هجای بلند تبدیل شود.

به عبارت دیگر می توان یک صامت مثلا ً (( ش )) در آخر هر دو افزوده و بیت بالا را به صورت زیر خواند:

اگر لذّتش ترک لذّت بدانی       دگر لذّتش نفس لذّت نخوانی

یاد آوری: این نکته ضروری است که کسره ی هرمضافی کسره ی اشباعی نیست مثلا ًما نمی توانیم در آخر کلمه ی (( ترک )) که مضاف است حرف صامتی بیفزاییم و بگوییم:((اگر لذّتش ترکش لذّت بدانی )) به وضوح می بینیم که وزن شعر شکسته می شود و شعر وزن خود را از دست می دهد.

مثالی دیگر:

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد      بهار عارضش خطّی به خون ارغوان دارد

ب تی دا رم / ک گر د- ِ گل / ز سن بل سا / ی با دا رد

U _ _ _ /U _ _ _ / U _ _ _ / U _ _ _

ب ها ر-ِ عا / رضش خط طی / ب خو ن-ِ ار / غ وا دا رد

مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن

کسره ی (( د )) و (( ر )) و (( ن )) در کلمات ((گرد )) و ((بهار)) و((خون)) کسره ی اشباعی است و حروف آخر این کلمات هجای بلند محسوب می شوند.

۱۰٫ هجای کشیده :

الف : یک مصوت کوتاه و سه صامت و یا یک مصوت بلند و دوصامت مانند:

(( چرخ )) و ((هفت )) و (( روز )) و ((خواب )) در مثال های زیر این گونه هجای کشیده جز در آخر مصراع ها به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه تبدیل می شود.

مثال:

(ور از نه چرخ بر تازی بسوزی هفت دریا را

بدرّم چرخ و دریا را به عشق و صبر و پیشانی)

و رز نه چر / خ بر تا زی / ب سو زی هف / ت در یا را

U _ _ _ / U _ _ _ / U _ _ _ / U _ _ _

ب در رم چر / خُ در یا را / ب عش قو صب / رُ پی شا نی

مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن

چنان که می بینیم هجای کشیده ( چرخ و هفت ) هری ک به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه تبدیل شده است امّا در مصراع دوم حروف آخر کلمات (چرخ و عشق و صبر ) به و سیله ی واو عطف به هجاهای بلند و کوتاه تبدیل شده است.

ب:یک مصوت بلند و سه صامت مانند (( کیست )) و ((کارد )) و (( سوخت )) (که در آن ها سه حرف ساکن دیده می شود ). در این موارد صامت سوم حذف می شود آن گاه مانند مورد الف در هجای کشیده عمل می شود.

مثال:

( آن کیست که کز روی کرم با ما وفاداری کند

بر جای بد کاری چون من یک دم نکو کاری کند)

آ کی س کز / رو ی-ِ ک رم / با ما و فا / دا ری ک ند

_ _ U _ / _ _ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

بر جا ی بد / کا ری چ من / یک دم ن کو / کا ری ک ند

مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن / مستفعلن

از کلمه ی (( کیست )) ( ت ) حذف شده و بقیه به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه تبدیل شده است.

مثالی دیگر:

((گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد       من آرد گندم نیستم چون آمدم از آسیا ))

در کلمه ی (( آرد )) حرف ( د ) حذف می شود و (( آر )) به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه تبدیل می شود و در کلمات (شیر و پیر و نیستم و آسیا )

هجاهای کشیده به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه تبدیل می شوند.

۱۱٫یإ مفتوح و یإ مختوم به مصوت بلند (( آ )،

که ماقبلش حرف مکسور باشد مانند) سیه و گیاه و بیا ) در این موارد حرف پیش از( یإ ) یک هجای کوتاه محسوب می شود و یا با حروف بعد یک هجای بلند و یا یک هجای کشیده را تشکیل می دهد.مثلأ ((سیه )) به ( س یه( U – ) و(( گیاه )) به ( گ یاه ( U – . ) و (( بیا )) به ( ب یا ( U – ) تقطیع می شود.

مثال:

میان نعره ها بشناخت آواز مرا آن شه

که صافی گشته بود آوازم از انفاس حیوانی

م یا ن-ِ نع / ر ها بش نا / خ آ وا ز-ِ / م را آ شه

U _ _ _ / U _ _ _ / U _ _ _ / U _ _ _

مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن

شاهد مثال در کلمه ی (میان ) است که ((میا )) به یک هجای کوتاه و یک هجای بلند تقطیع شده است.

مثال دیگر:

بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن

ب یا ور می / ک نت وا شد / ز مک ر-ِ آ / س ما ای من

U _ _ _ /U _ _ _ / U _ _ _ /U _ _ _

مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن / مفاعیلن

((بیاور )) به یک هجای کوتاه و دو هجای بلند تقطیع شده است.

چند تعریف:

تعریف وزن:

وزن نظم و تناسب خاصی است، در اصوات شعر و می توان گفت که : وزن شعر فارسی، منظومه ی متناسبی است، از بخش ها ی کوتاه و بلند.

تعریف بحر:

همانطورکه در موسیقی دستگاههای گوناگون داریم در اوزان شعر نیز دستگاههای گوناگونی داریم که هر کدام از آنها را (( بحر )) می نامند.

مانند:(بحر مُتقارِب،بحر هَزَج، بحر رَمَل ،بحررَجَز و…بنابراین در اصطلاح علم عروض(( بحر )) عبارت است از دستگاههای مختلف شعری.

در شعر فارسی و عربی مجموعاً نوزده بحر یا دستگاه شعری داریم،که پنج بحر آن مخصوص اشعار عرب، و چهارده بحر آن مشترک میان فارسی و عربی است.

تعریف اَ فاعیل یا ارکان عروضی :

در علم صرف عربی برای رسنجیدن کلمات یعنی تعیین وزن و حروف اصلی آنها از سه حرف (ف – ع – ل ) استفاده می شود.مثلا می گویند: کلمه ی ( کاتب ) هم وزن کلمه ی ( فاعل ) است و (مکتوب ) هم وزن ( مفعول ) و ( استغفار ) هم وزن استفعال و( ضَرَ بَ ) هم وزن فَعَلَ در علم عروض نیز کلماتی با همان حروف ( ف – ع – ل ) جعل کرده و ساخته اند تا کلمات و ترکیبات شعری را با آنها بسنجند. به این کلمات(( اَفاعیل یا ارکان عروضی )) می گویند .

افاعیل یا ارکان عروضی ،، تنها شامل هشت کلمه ی ذیل است.

۱٫مفاعیلن 2.فاعلاتن 3.مستفعلن 4.مُتفاعلن 5. مفا علن 6.مفعولاتُ 7.فاعلُن 8. فَعولَن

برای آشنایی بیشتر برای هر یک از این ارکان کلمه یا ترکیبی هموزن آورده می شود:

۱٫مَفاعیلُن = مَ + فا + عی + لُن = فَراوانی = فَ + را + وا + نی(U–)

۲٫فاعلاتُن = فا + ع + لا + تُن =کاروان ها=کا+رِ+وا + ها(-U — )

۳٫مُستَفعِلُن =مُس+تَف+عِ+لُن=دَرهرچَمَن=دَر+هَر+چَ+مَن(–U – )

۴٫مُتَفاعِلُن = مُ +تَ +فا +عِ +لُن=بِخُدا قسم (U U – U – )

۵٫مُفاعَلَتُن = مُ +فا + عَ + لَ + تُن = وَفا بِکُنَم (U –U U – )

۶٫مَفعُولا تُ =مَف + عُو +لا + تُ = در گُلخانه (- – – U )

۷٫فاعِلُن = فا + عِ + لُن = پُر ثَمَر (- U – )

۸٫فَعُولُن=فَ + عُو +لُن =شِمارِش ( U – – )

چنانکه ملاحضه می شود؛مفاعیلن و فاعلاتُن و مستَفعِلُن و مفعولاتُ،هرکدام از چهاربخش، و متَفاعِلُن و مفاعَلَتُن هر یک از پنج بخش وفاعِلَن و فَعولُن هر یک از سه بخش درست شده است.

مطالب مفید ی را جهت استفاده ی دوستان ارائه خواهم داد. موفق و پیروز باشید.

                                                          منبع…  بهزاد چهارتنگی( خاموش )

» بدون ديدگاه
خواص روغن میخک

روغن گل میخک و خواص فراوان آن برای بدن

روغن میخک می تواند برای درمان ناراحتی هایی مانند از دست دادن حافظه، اضطراب و افسردگی به کار رود.

روغن میخک یکی از پرارزش ترین محصولات در اروپا به حساب می آمد. این روغن طبیعی و گران قیمت کاربردهای متفاوتی دارد از جمله برطرف کردن درد.

از میخک برای آشپزیو خوش بو کردن مواد غذایی نیز استفاده می شود. روغن میخک از برگ ها، ساقه ها و غنچه آن به دست می آید.

در این مطلب به چند خاصیت این گیاه می پردازیم:

* برای رفع برونشیت حاد، کمی عسل طبیعی، آب زنجبیل و روغن میخک را با هم مخلوط کنید و روی قفسه سینه بمالید.

* روغن آن خاصیت ضدمیکروبی، ضد قارچی و ضدعفونی کننده دارد.

* روغن میخک برای رفع درد دندان، سوءهاضمه، سردرد و استرس به کار برده می شود.

* این روغن سرشار از کلسیم، آهن، فسفر، سدیم، ویتامین C ، Aو… است.

* برای رفع گل مژه به چشم خود کمی روغن میخک بمالید.

*  سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند.

* با افزایش گردش خون و کاهش دمای بدن باعث بالا رفتن سوخت و ساز می شود.

* برای جلوگیری از حالت تهوع به خصوص در زنان باردار موثر است.

* مخلوطی از روغن ولرم میخک و روغن کنجد، درمان خوبی برای گوش درد به حساب می آید.

* این روغن که خاصیت ضدالتهابی و خنک کننده دارد مجرای تنفسی را باز می کند. خاصیت خلط آور آن برای اختلالات تنفسی مانند سرفه، سرماخوردگی، برونشیت، آسم، سینوزیت و سل نیز مفید است. جویدن غنچه میخک، گلودرد را تسکین می دهد.

* مخلوطی از این روغن و کمی نمک را روی پیشانی بمالید تا سردرد شما تسکین یابد.

* روغن میخک می تواند برای درمان ناراحتی هایی مانند از دست دادن حافظه، اضطراب و افسردگی به کار رود.

* استعمال آن برای مراقبت از پوست به خصوص آکنه توصیه می شود.

* به علت خاصیت ضدعفونی کننده روغن میخک برای درمان زخم، بریدگی، عفونت قارچی انگشتان و گزیدگی مورد استفاده قرار می گیرد. از آن جا که این روغن به طور طبیعی تاثیر زیادی می گذارد استفاده از آن به افرادی که پوست حساس دارند توصیه نمی شود.

* این روغن با روغن گریپ فروت، لیمو، پرتقال، نعناع، رزماری و رز به خوبی مخلوط می شود.

* کمی از این روغن را با روغن دیگری مخلوط کنید و بدن را ماساژ دهید تا حرارت بدن افزایش یابد.

* چند قطره از این روغن را به آب وان اضافه کنید تا باعث افزایش گردش خون، شل شدن عضلات و دفع سموم شود.

* مخلوطی از این روغن  و سرکه سیب عفونت قارچی پا و عفونت های مشابه را از بین می برد.

روغن گل میخک برای کاهش دردهای موضعی مفید است.

درد، نشانه‌ای هشداردهنده از وجود مشکلات احتمالی در بدن است که باید به آن‌ها پاسخ درمانی مناسبی داده شود. اما تحمل این نشانه آزاردهنده، کار بسیار سختی است و لذا برای تخفیف آن، اغلب از دارو استفاده می‌شود. در این راستا، محققان کشورمان، استفاده از روغن میخک را برای دردهای موضعی آزموده و به نتایج مفیدی دست‌یافته‌اند.

درد غالبا به­ صورت درد «فیزیولوژیک» یا حاد و درد «پاتولوژیک» یا مزمن شناخته می‌شود. درد مزمن خود شامل دو نوع درد موسوم به «درد التهابی» و درد «نوروپاتیک» یا عصبی است.

دردهای حاد می‌توانند اعصاب سمپاتیک دستگاه عصبی خودمختار را فعال کرده و منجر به افزایش فشارخون(blood pressure)، تورم بافتی، رنگ‌پریدگی چهره، گشادشدن مردمک چشم و غیره شوند. درحالی‌که درد مزمن، دردی است که سه ماه یا بیشتر طول کشیده باشد و معمولا به درمان نیز پاسخ مناسبی نمی­‌دهد.

عموما جهت کنترل درد، از داروهای ضدالتهابی یا داروهای مخدر استفاده می­‌شود که عوارض جانبی زیادی دارند. لذا امروزه توجه به داروهای گیاهی که در طب سنتی(Traditional medicine) بسیار مورد تأکید بوده‌اند، بیشتر شده است.

ازجمله این داروها، روغن گل میخک است که از گلبرگ­های آن به دست می‌­آید و علاوه بر داشتن کاربردهای پزشکی و دارویی فراوان، در ساخت مواد آرایشی بهداشتی نیز استفاده می­‌شود.

پژوهشگران دانشگاه رازی کرمانشاه در این رابطه، مطالعه‌ای را بر روی اثرات ضد دردی روغن میخک به‌صورت موضعی بر روی جانوران مدل انجام داده‌اند که مجله «دانشگاه علوم پزشکی اردبیل» به انعکاس نتایج آن پرداخته است.

در این پژوهش از موش‌­های آزمایشی نر که از انستیوپاستور ایران تهیه‌شده بودند، استفاده‌شده است. بدین منظور، موش‌ها تا رسیدن به شرایط ثبات و تطابق با محیط، به مدت دو هفته نگهداری شدند. بعدازآن با استفاده از تزریق زیرجلدی ماده فرمالین، درد به آن‌ها القا شد و سپس باتوجه به این‌که این موش‌ها در گروه‌های مختلف، با مورفین، روغن میخک و یا روغن میخک+مورفین تحت تیمار قرار گرفته بودند، رفتار هر یک در خصوص میزان دردی که تحمل می‌کنند، مورد ارزیابی قرار گرفت.

نتایج نشان داد که روغن میخک نسبت به مورفین بهتر عمل کرده و توانسته ظرف مدت ۵۵ دقیقه درد را کاهش دهد. این موضوع نشان از آن دارد که روغن میخک به‌صورت استفاده موضعی، دارای اثرات ضد دردی قابل قبولی است.

همچنین مطالعات فیتوشیمیایی که مربوط به شناخت ترکیبات شیمیایی گیاهان هستند، نشان داده‌­اند که ماده‌­ای به­ نام «اوژنول» در میخک وجود دارد که دارای خاصیت آنتی‌اکسیدانی(Antioxidants) بوده و این ماده ممکن است در اثرات ضددردی روغن میخک نقش داشته باشد.

داروگری و همکاران، مجریان این پژوهش همچنین خاطرنشان کردند: «در تحقیق ما، روغن میخک موضعی، موجب کاهش درد حاد (فاز اولیه تست فرمالین) و درد مزمن (فاز ثانویه تست فرمالین) شده است. از طرفی نشان داده شد که روغن میخک موضعی اثر ضد دردی مورفین را در مرحله درد حاد افزایش می‌دهد».

درمجموع نتایج این پژوهش جالب حاکی از آن است که استفاده از روغن میخک به­ صورت موضعی و مالشی، دارای خواص ضددردی بوده که بخشی از این اثرات، با مورفین قابل‌مقایسه است. لذا این روغن می­‌تواند به ­عنوان جایگزینی مناسب برای داروهای شیمیایی ضددرد مطرح شود.

بر اساس این گزارش، روغن میخک برای درمان زخم و آسیب و آثار گزیدگی یا نیش حشرات به‌ویژه در پوست‌های حساس مفید شناخته‌شده است. ازاین‌رو در ساخت ترکیبات ضد جوش از آن استفاده می‌­شود و در درمان جوش‌های چرکی نیز کارآمد است. همچنین میخک به­‌عنوان یک داروی آرام‌کننده و حتی داروی بیهوشی در ماهیان، در سطح گسترده‌ای مورداستفاده قرار می‌گیرد.یا علی مدد التماس دعا دارم:

» بدون ديدگاه
خواص درمانی ترشک
سورل ترشک درشت sorrel

گیاه ترشک یا SORREL چیست و چه کاربردهایی دارد؟

گیاه دارویی ترشک یا Sorrel با نام علمی: Rumex Acetosella گیاهی است تک جنسی (دو پایه) که برگ، ریشه و دانه آن برای درمان بیماری‌ها مورد استفاده قرار گرفته شده است. ترشک، گیاه شبیه اسفناج و بومی قاره اروپا بوده که این گیاه حاوی اسید اگزالیک بوده که باعث طعم اسیدی آن می گردد که این گیاه کم کالری و دارای میزان بالایی آب بوده. برگ این گیاه مصرف غذایی و ریشه و برگ آن دارای خاصیت دارویی بوده.

نام‌های دیگر گیاه ترشک: حماض، ترشک اسفناجی، حماض البقر، حماض‌الماء، ترشه، حمیضه، ساق تروشک،، رومکس، ساق ترشک، نیره خراسانی، اوزیل ، استاک، ترشک درشت، حماض شیرین ، پاسیانها، ترشکهای شیرین ، حلیمون، طوطاق، اشلیه پاتم، امروله و اشلیه کیاتم می بوده است.
اکولوژی گیاه ترشک:

این گیاه در مناطق معتدل کشور ایران رویش می کند و از قدیم الایام به عنوان یک سبزی مفید و مؤثر از آن استفاده می شده ، گرچه در رابطه با مسائل غذایی از آن استفاده های فراوانی گردیده ، ولی اکنون این استفاده کاهش پیدا کرده و در عوض موارد درمانی این گیاه افزایش پیدا نموده و در همه زمینه ها از آن استفاده شده و هیچگونه عارضه ای را به دنبال نداشته.

خواص بسیار مهم و جالب ترشک

خواص و مزایای سلامتی ترشک موارد زیر را در بر دارد:
بهتر کردن دید و سوی چشم. کم کردن سرعت بالا رفتن سن و جوان نشان دادن. کم کردن و از بین بردن عفونت های پوستی.قوی تر کردن سیستم ایمنی بدن. بهبود عمل هضم در بدن. بالا بردن جریان خون و قوی کردن استخوانها. سطوح انرژی در بدن را بالاتر می برد و از ابتلا به سرطان جلو گیری می کند. پاییین تر آوردن فشار خون. اشتها را بالا برده و از ابتلا به دیابت جلوگیری می کند. سلامت کلیه ها و قلب را نیز بالا می برد.

خاصیت این گیاه برای قلب بسیار جالب است. باید به یاد داشته باشیم که سورل یا همان ترشک در خانواده ی اکسالیس ها قرار دارد و باعث بهبود شرایط دیابت در بیمارانی که با این بیماری دست و پنجه نرم می کنند می شود و در ضمن عموما به طور کلی باعث سریع تر شدن سلامت قلب در بیماران قلبی می شود. لازم است دوباره به این مطلب اشاره کنیم که این خواص به دلیل وجود ترکیبات انتوسیانین دار و ارگانیک در این گیاه است. که تقریبا با همه ی ارگان های موجود در بدن در تقابل است و به همین علت بهبود شرایط قلب و کارکرد ارگان های بدن را تسریع می بخشد.

بهبود سوی چشم از دیگر خواص این گیاه است. وجود ویتامین آ و ویتامین های ضروری دیگر که در سورل (ترشک) وجود دارد به طور تنگاتنگی با بهبود دید ارتباط دارد .بتا کاروتن که یک ویتامین مشتق شده از ویتامین آ است به عنوان یک آنتی اکسیدان عمل می کند و زمانی که با ترکیبات آنتی اکسیدانی که در بدن ما وجود دارد ترکیب می شود می تواند به طور  گسترده ای سلامت چشم را تسریع بخشد و از نقص ها و بیماری های چشمی مربوط به کهولت سن جلو گیری کند.

پیشگیری و جلو گیری از ابتلا به سرطان
گرچه تحقیقات در رابطه ی آنتی اکسیدان های موجود در این گیاه هم چنان ادامه دارد شواهد بسیاری وجود دارد که سورل دارای ترکیبات پولی فنولیک می باشد که تمامی این ها به عنوان یک آنتی اکسیدان در بدن ما عمل می کنند. این آنتی اکسیدان ها در جست و جو و یافتن رادیکال های آزاد در درون بدن ما و خنثی کردن آنها بسیار موثر و تاثیر گذار هستند قبل از این که این سلول های سالم بدن ما را به سلول های سرطانی تبدیل کنند.

ترشک خواص دیگری نیز دارد که به اختصار به آنها می پردازیم . برای مثال این گیاه برای ناراحتی های پوستی مانند قارچ های پوستی و خارش های موضعی بسیار مفید است.  آنتی اکسیدان موجود در آن با پیری و چین و چروک پوست مقابله نموده و منبع عالی ویتامین A، B۹ و C بوده است،خشکی و آسیب دیدگی مو را برطرف و خاصیت سم زدایی آن باعث شده که  سموم مضر بیماری زا و عامل عفونت را از بدن دفع کند واین گیاه دارویی اشتها آور نیز بوده و تصفیه کننده خون و هضم کننده غذا محسوب می شود.

گیاه ترشک دارای  منبع ویتامین C بوده و بنابراین افرادی  که کمبود ویتامین C  را دارند این گیاه می تواند برای آنها منبع ویتامین C باشد و علاوه بر آن، این گیاه دارای آهن و فسفر کافی نیز می باشد،همچنین این گیاه دارویی تصفیه کننده و هضم کننده بسیار خوبی نیز می باشد و به خاطر خاصیت تصفیه کنندگی اش برای افرادی  که دارای جوشهای موضعی و پوستی هستند بسیار مفید می باشد.این ویتامین برای درمان ناراحتی های ادراری ،اسهال خونی و بیماری های کلیوی ضروری و موثر بوده است.

نکاتی در مورد مصرف ترشک

ترشک یک گیاه سبز پر برگ با خواص فراوان است که در آشپزی از آن استفاده می شود. تعداد زیادی گیاه مرتبط وجود دارد که در بخشی از نام آنها از این اسم استفاده می شود. اما تنها دو نوع از این گیاه در آشپزخانه استفاده می شوند. ترشک های معمولی یا باغچه ای اصولا برگهای پهنی دارند و به صورت وحشی در طبیعت درو می شوند. ترشک فرانسوی دارای برگهای کوچک تری است و عموما در باغچه های خانگی کشت می شود. برگهای این گیاه در آشپزی استفاده می شوند و عموما به غذاها و خوراکیها طعمی مانند طعم خوشایند لیمو می دهند. ترش بودن این گیاه به علت وجود مقادیری اکسالیک اسید در این گیاه است که در مقادیر بالا ممکن است سمی باشد بنابراین می بایست از این گیاه در حالت اعتدال استفاده کرد.
گیاه های جوان تر ممکن است برای مصارف سوپ انواع سالاد ها و یا برای دمنوش ها درو شوند. اگر آشپز قصد مصرف سورل را در سالاد دارد می بایست از برگهای نازک تر ان که طعم لیمو در انها واضح است استفاده کند. برگهای جوان برای پختن در حالت آرام پز  هم بسیار مناسب هستند. این گیاه از نظر ظاهری بسیار شبیه به اسفناج است ولی با این تفاوت که طعم ترش لیمو می دهد.یک راه شناخته شده برای استفاده از این گیاه در سوپ سورل می باشد.یک ظرف غذای اروپای شرقی اصولا چه داغ سرو شود و چه سرد اصولا با یک زمینه از خوراک مرغ شروع می شود و ممکن است دارای تخم مرغ و یا سیب زمینی هم باشد که در یک همچین ظرفی از غذا اصولا ترشک همراهی کننده و طعم دهنده به ماهی و یا خوراک مرغ است.

توصیه های طب سنتی

جهت درمان درد و زخم معده ترشک را پخته با سماق میل ،برای رفع زگیل ترشک را به موضع مالیده شود،خوردن ترشک مقاومت بدن را در مقابل امراض و بیماری ها بالا می‌برد، جهت ‌ورم لثه و دندان که ناشی از کمبود ویتامین ث می‌باشد مفید بوده،افرادی که گواتر دارند از ترشک مانند سبزی خوردن در برنامه غذایی خود استفاده نمایند تا در تسریع درمان بیماری کمک نمایند،

برای رفع تب‌های نوبه حدود ۱۵۰ گرم شیره ترشک را به بیمار طی چند نوبت بدهند، کسانی‌که بیماری کلیه دارند با احتیاط مصرف‌ نمایند زیرا برای بیماران کلیه مضر بوده . جهت رفع  بیماری جرب ترشک را بپزید و با آرد تخم کتان و پیه بز ضماد درست نموده و در محل قرار داده شود.

برای درمان سفتی شرائین از ترشک به صورت آش استفاده نموده شود و  برای درمان بیماری پیسوریازیس مفید است، برای رفع نارسائی دستگاه دفع ادرار از جوشانده ترشک استفاده شود، سبزی این گیاه باعث هضم غذاهای ثقیل شده، ترشک پاک کننده خوبی بوده و اگر چند برگ ترشک را در شیشه‌ای روغنی بریزید  و آب بریزیم روغن آن شیشه را پاک می نماید.

جهت پائین آوردن فشار خون و چربی خون  ترشک سبزی مناسبی  بوده و به بیماران دارای فشار خون وچربی خون بالا توصیه شده. جهت رفع کم‌خونی از دم کرده ریشه ترشک روزی سه فنجان نوشیده شود این گیاه دارای میزان آهن بالایی است. جهت رفع ترشحات زنانه از این گیاه استفاده ،اما کسانی که اسید اوریک دارند از خوردن این گیاه خودداری نمایند

برای معالجه یبوست صد گرم برگ ترشک، سیصد گرم کاهو، کمی جعفری خشک، یک لیتر آب حدود دویست گرم نان برشته سبوس‌دار با کمی ادویه پخته و هر شب از این سوپ استفاده شود و هر شب یک بشقاب میل گردد و بعد از چند روز یبوست از بین خواهد رفت.

برای پاک کردن لکه جوهر از لباس چند برگ تازه ترشک را به لکه  مالیده و سپس با صابون شسته شود این عمل را چند بار تکرار کنید تا کاملاً پاک گردد.جهت تسکین کمردرد از دانه ترشک به صورت دمکرده استفاده کنید اما کسانی که درد مفاصل و یا نقرس دارند از خوردن ترشک خودداری نمایند.

ماسک صورت با گیاه ترشک :جهت جمع شدن و سفت شدن پوست صورت برگ ترشک را له کرده با عرق رازیانه مخلوط کرده به صورت ضماد گذاشته.

» بدون ديدگاه

آمار سایت

حدیث روز

ساعت

شعر 2

برترین شاعر و برترین شعر ماه ایران را بشناسید اگر شما هم شاعر هستید اقدام کنید عضویت رایگان

یا مولا علی

سایت شعر لوجنک

ديدگاههاي اخير