دست نوشته ها ی یک مادر

این سایت به یادمادر هجرت کرده ام. است.با ذکر صلوات
من زبی وفایی نا له کردم

 

من از بی وفایی ناله کردم

زحرمان دلم افسانه کردم

زغم گردیده ام یا رب دلخون

زغمها گشته ام سر در گریبان

غمی بی حد کنون افتاده جانم

که از دیده کنون خون می فشانم

وفاکردم من و بر من جفا شد

هزارن تیر بر سینه رها شد

چو ما را و عقرب می زند نیش

که بر غمخواری ام پای نهد پیش

کسی که او(کو) قدر من داند، ندیدم

به حیلت هرکسی ) داده است) نویدم

زفولاد خنجری بردارم امشب

زنم بر آنکه جان اورده بر لب

چگونه گویمت از نیش مردم

که زهر آگین تراست از نیش کژدم

Leave a Reply

آمار سایت

حدیث روز

ساعت

شعر 2

برترین شاعر و برترین شعر ماه ایران را بشناسید اگر شما هم شاعر هستید اقدام کنید عضویت رایگان

یا مولا علی

سایت شعر لوجنک

ديدگاههاي اخير

  • فرنگیس: سلام خانم دکتر ممنونم از اینکه وقت گذاشتید و خط خطی هایم را ...
  • فرنگیس: سلام خانم دکتر تشکر ویژه دارم از حضور ارزشمندان تندرست باشید...
  • فرنگیس: سلام خانم دکترعزیزم تشکر می کنم از وقتی که می گذاری..همیشه ت...
  • فاطمه عباسی: احسنت به اینهمه هنر تندرست و شاداب باشید...
  • فاطمه عباسی: سروده تان بسیار زیبا بود بانو.احسنت و هزاران درود...