به یاد مادرم،،غروب غم انگیز،،،،،،

این سایت به یادمادر هجرت کرده ام. است.با ذکر صلوات
خریدن کله پاچه

یک روز زن ملا نصردین به ملا نصردین گفت برو یک کله پاچه

برایم بیاور …..

ملا هم رفت یک کله پاچه خرید و در بین راه اول پوست انرا خورد

بعد زبانش خورد..بعد هم چشمش و گوشش را خورد

وقتی که آورد پیش زنش…. زن گفت ملا کو گو شش ملا گفت چون کَر بوده

بریده اند زن گفت پس زبانش کو…. ملا گفت لال بوده از ته بر یده اند

زن گفت کو چشمش ملا گفت کور بوده زن گفت   

کو پو ستش.. ملا گفت از بسکه اذیت  مردم می کرده و شَر بوده کوچک

که بوده پوستش کند ه اند

اللهم صل علی محمد .ال محمد وعجل فرجهم…

التماس دعای بسیار دارم از حضورتان

یاعلی

۲ Responses to “خریدن کله پاچه”

    • مادر گفت:

      سلام ممنونم.دوست عزیز.. قصه همین است یا بامزه یا بی مزه…شما که نخورید که مزه اش بفهمید
      …..ترشی کم داشت یا بی نمک بود . ممنونم از نظر تان در پنا ه حق یا علی

Leave a Reply

آمار سایت

حدیث روز

ساعت

شعر 2

برترین شاعر و برترین شعر ماه ایران را بشناسید اگر شما هم شاعر هستید اقدام کنید عضویت رایگان

یا مولا علی

سایت شعر لوجنک

ديدگاههاي اخير

  • فرنگیس: سلام علیکم تشکر می کنم از حضورتان و نظرتان چشم در خدمتم...
  • برشکاری استقلال: لطفا بیشتر و بهتر به روزرسانی کنید حیفه Thank you for s...
  • فرنگیس: سلام غلیکم با تشکر از حضورتان...
  • esd: بسیار هم خوب...
  • فرنگیس: سلام علیکم ممنونم از حضور ارزشمندتان تندرست باشید یا علی مدد...