به یاد مادرم،،غروب غم انگیز،،،،،،

این سایت به یادمادر هجرت کرده ام. است.با ذکر صلوات
زن ملا وزن همسایه

یک روز زن ملا رفت خانه همسایه شون گفت دیگی بده تا  غذا درست کنم

زن همسایه هم رفت دیگی آورد به اش داد. زن ملا غذا پخت و آمد دیگ کو چکی توی آن گذاشت

وبه زن همسایه داد. زن همسایه نگاه کرد وگفت به دیگی دیگه هم داخل آن است. زن ملا گفت دیگ 

بار دار بود آمد منزل ما زائید و دیگ کوچکی آورد.و حالا این دیگ مال  شماست زن همسایه خوشحال. شد و با خود

گفت زن ملا ساده لو است

خلاصه چند روز شد دوباره زن ملا رفت پیش زن همسایه گفت دیگتان بده تا در آن آش در ست کنم

  زن همسایه هم امد دیگ بزرگتری که هیچ وقت در آن غذا نپخته بود به او داد زن ملا گرفت وبرد آش پخت و بعد

دیگ را شست ودر خانه پنهان کرد.. چند روز شد زن همسایه دید زن ملا دیگش نیاورد. آمد به زن ملا گفت دیگ ما بده

زن ملا گفت وای چه در جواب شما بگویم خجالت می کشم دیگ شما دیروز مربض شد و مرد.. زن همسایه گفت دیگ که

نمی میرد! دیگ که جان ندارد! که بمیرد.. زن ملا گفت و قتی که بتواند بزاید.. نمی شه بمیرد؟

اللهم صل علی محمد .ال محمد و عجل فر جهم

….فری رزمی.

Leave a Reply

آمار سایت

حدیث روز

ساعت

شعر 2

برترین شاعر و برترین شعر ماه ایران را بشناسید اگر شما هم شاعر هستید اقدام کنید عضویت رایگان

یا مولا علی

سایت شعر لوجنک

ديدگاههاي اخير