به یاد مادرم،،غروب غم انگیز،،،،،،

این سایت به یادمادر هجرت کرده ام. است.با ذکر صلوات
خروس وقت شناس

 

ملاچند مرغ وخروس داشت روز ی آنها را در کیسه ای ریخت به قصد فروش بر دوش انداخته وبه شهر رفت

در بین راه باخود گفت هوا گرم است و بیچاره مر عها در زحمت هستند بهتر انستکه انها را رها کنم وبا آنها بروم

سپس تمام مر غها و خروسها را رها کرد …….دید که مر غها هر یک بسویی رفتند واز جمله خروس نیز به طرف بیابان می رفت ملا

چماق را بدست گرفت به عقب خروس افتاد. فریاد زد پدر سوخته نصف شب در تاریکی نزدیک شدن صبح را می بینی اما روز روشن

جاده را نمی شناسی؟

Leave a Reply

آمار سایت

حدیث روز

ساعت

شعر 2

برترین شاعر و برترین شعر ماه ایران را بشناسید اگر شما هم شاعر هستید اقدام کنید عضویت رایگان

یا مولا علی

سایت شعر لوجنک

ديدگاههاي اخير