به یاد مادرم،،غروب غم انگیز،،،،،،

این سایت به یادمادر هجرت کرده ام. است.با ذکر صلوات
خدا شدن ملا

مردی بود که هر شب می رفت زیر درختی که حوالی شهر بود مناجات می کرد می گفت خدا یا می خواهم تورا ببینم

ملا از مناجات او مطلع شده شبی خود را بالای در خت پنهان کرد چون مرد به عادت همیشه لب به  مناجات بر داشته 

ملا در جواب گفت هر گاه یکهزار ریال برداشته وبه خانه ملا برده وبه زن ملا دادی وبر گشتی می توانی مرا ببینی

مرد به شهر رفت خانه ملا را پیدا کرد وپول را به زن ملا داد وبه پای درخت امد سپس ملا عمامه خود را مانند طناب

یکسر انرا خود گرفت ویکسر ان را پایین انداخت وگفت بگیر وبیا بالا  نزد ما .مرد خوسحال شد چنگ زد طناب را

گرفت داشت می رفت بالا که طناب پاره شد و مرد به زمین خورد وسرش شکست.مرد از جای خود بلند شد وگفت

خدایا پولهایم را که حوله ملا کردی دیگر مرا بر زمین زدن وسر مرا شکستن چه معنی داشت؟

فرنگیس

Leave a Reply

آمار سایت

حدیث روز

ساعت

شعر 2

برترین شاعر و برترین شعر ماه ایران را بشناسید اگر شما هم شاعر هستید اقدام کنید عضویت رایگان

یا مولا علی

سایت شعر لوجنک

ديدگاههاي اخير

  • فرنگیس: سلام علیکم تشکر می کنم از حضورتان و نظرتان چشم در خدمتم...
  • برشکاری استقلال: لطفا بیشتر و بهتر به روزرسانی کنید حیفه Thank you for s...
  • فرنگیس: سلام غلیکم با تشکر از حضورتان...
  • esd: بسیار هم خوب...
  • فرنگیس: سلام علیکم ممنونم از حضور ارزشمندتان تندرست باشید یا علی مدد...